شیفتگان خدمت
  
 معرفی شهید مظلوم آیت الله بهشتی.بعضی از مطالب جامع می باشد تا عزیزان برای تحقیق درباره ایشان منبعی هر چند کوچک داشته باشند.
 
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 
گذشته ها

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 12 تیر ماه سال 1386
پیام امام خمینى (ره ) به مناسبت فاجعه 7 تیر

 

 

 پیام امام خمینى (ره ) به مناسبت فاجعه 7 تیر:
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله وانا الیه راجعون
مـلتـى کـه بـراى اقـامـه عـدل اسـلامـى واجـراى احـکـام قرآن مجید وکوتاه کردن دست جنایتکاران ابـرقـدرت وزیـسـتـن بـا اسـتقلال وآزادى قیام نموده است ، خود را براى شهادت وشهید دادن آماده نـمـوده اسـت وبـه خـود بـاکـى راه نـمـى دهـد که دست جنایت ابرقدرت ها از آستین مشتى جنایتکارحرفه اى بیرون آید وبهترین فرزندان راستین اورا به شهادت رساند.
مـگـر شـهـادت ارثـى نـیـسـت کـه از مـوالیـان مـا کـه حـیات را عقیده وجهاد مى دانستند ودر راه مکتبپـرافـتـخـار اسـلام بـا خـون خـود وجوانان عزیز خود از آن پاسدارى مى کردند. به ملت شهیدپـرور ما رسیده است ؟ مگر عزت وشرف وارزش هاى انسانى ، گوهرهاى گرانبهایى نیستند که اسلاف صالح این مکتب ، عمر خود ویاران خود را در راه حراست ونگهبانى از آن وقف نمودند؟
مـگـر مـا پـیـروان پـاکـان سـربـاخـتـه در راه هـدف نـیـسـتـیـم کـه از شـهـادت عـزیـزان خـود به دل تـردیـدى راه دهـیـم ؟ مـگـر دشـمـن قدرت آن دارد که با جنایات خود مکارم وارزش هاى انسانىشـهـیدان عزیز ما را از آنان سلب کند؟ مگر دشمن هاى فضیلت مى توانند جز این خرقه خاکى رااز دوستان خدا و عاشقان حقیقت بگیرند؟
بـگـذار ایـن ددمـنـشـان کـه جـز بـه ((مـن )) و((مـا))هـاى خـود نـمـى انـدیـشـنـد و((یـاءکـلون کـمـاتاءکل الانعام )) عاشقان راه حق را از بند طبیعت رهانده وبه فضاى آزاد جوار معشوق برسانند.
ننگتان باد اى تفاله هاى شیطان وعارتان باد اى خود فروختگان به جنایتکاران بین المللى که در سوراخ ‌ها خزیده ودر مقابل ملتى که در برابر ابرقدرت ها برخاسته است ، به خرابکارى هاى جاهلانه پرداخته اید.
عیب بزرگ شما وهوادارانتان آن است که نه از اسلام وقدرت معنوى آن ونه از ملت مسلمان و انگیزه فـداکـارى اواطـلاعـى داریـد. شـمـا مـلتـى را کـه براى سقوط رژیم پلید پهلوى ورها شدن ازاسـارت شیطان بزرگ ده ها جوان عزیز خود را فدتا کرد وبا شجاعت بى مانند ایستاد وخم به ابـرو نـیـاورد، نـشـنـاخـتـه ایـد. شـمـا ملتى را که معلولانشان در تخت هاى بیمارستان ها آرزوىشـهادت مى کنند ویاران را به شهادت دعوت مى کنند، نشناخته اید. شما کوردلان با آن که دیده اید با به شهادت رساندن شخصیت هاى بزرگ صفوف فداکاران در راه اسلام فشرده تر وعزم آنان مصمم تر
مى شود، مى خواهید با به شهادت رساندن عزیزان ما این ملت فداکار را از صحنه بیرون کنید.شـمـا تا توانسته اید به فرزندان اسلام چون شهید بهشتى وشهداى عزیز مجلس وکابینه باحـربـه نـاسـزا و تـهمت هاى ناجوانمردانه حمله کردید که آنان را از ملت جدا کنید واکنون که آن حـربـه از کـار افـتـاد و کـوس رسوایى همه تان بر سر بازارها زده شد، در سوراخ ‌ها خزیدهودسـت بـه جـنـایـاتـى جـاهـلانـه زده کـه بـه خـیال خام خود ملت شهید پرور وفداکار را با این اعـمـال وحـشـیانه بترسانید ونمى دانید که در قاموس شهادت واژه وحشت نیست . اکنون اسلام به ایـن شـهـیدان وشهیدپروران افتخار مى کند وبا سرافرازى همه مردم را دعوت به پایدارى مى نماید وما مصمم هستیم که روزى رخش ببینیم واین جان که از اوست تسلیم وى کنیم .
مـلت ایـران در ایـن فـاجـعـه بـزرگ 72 تـن بى گناه به عدد شهداى کربلارا از دست داد. ملت ایـران سـرفـراز اسـت کـه مـردانـى را بـه جـامـعه تقدیم مى کند که خود را وقف خدمت به اسلام ومـسـلمـین کرده بودند ودشمنان خلق گروهى را شهید نمودند که براى مشورت در مصالح کشورگرد هم آمده بودند. ملت عزیز! این کوردلان مدعى مجاهدت براى خلق گروهى رااز خلق گرفتندکـه از خـدمـتـگـزاران فعال وصدیق خلق بودند. گیرم که شما با شهید بهشتى که مظلوم زیست ومـظـلوم مـرد وخار چشم دشمنان اسلام وخصوص شما بود دشمنى سرسختانه داشتید، با بیش از70 نفر بى گناه که بسیارشان از بهترین خدمتگزاران خلق ومخالف سرسخت با دشمنان کشورومـلت بـودنـد چـه دشـمـنـى داشتید؟ جز آن که شما با اسم خلق از دشمنان خلق وراه صاف کنان چپاورلگران شرق وغرب مى باشید. ما اگر چه دوستان وعزیزان وفادارى را از دست دادیم که هـریـک براى یک ملت ستمدیده استوانه اى بسیار قوى وپشتوانه اى ارزشمند بودند، ما گرچه بـرادران بـسـیـار متعهدى را از دست دادیم که ((اشداء على الکفار رحماء بینهم )) بودند وبراى مـلت مـظـلوم ونـهـادهـاى انـقـلابـى سـدى اسـتوار وشجره اى ثمربخش به شمار مى رفتند، لکن سـیـل خـروشـان خـلق وامـواج شـکننده ملت با اتحاد واتکال به خداى بزرگ هر کمبودى را جبرانخـواهـد کـرد. مـلت ایـران بـا اعـتـمـاد بـه قـدرت لایـزال قـادرمـتـعـال هـمـچـون دریـایى مواج به پیش مى رود ودر مقابل ابرقدرتها وتفاله هاى آنان با صفى مرصوص ایستاده است وشما در ماندگان عاجز را که در سوراخ ‌ها خزیده اید ونفس هاى آخر را مى کشید، به جهنم مى فرستد وخداوند بزرگ پشت وپناه این کشور وملت است .
این جانب بار دیگر این ضایعه عظیم را به حضور بقیة الله ـ اروحنا له الفدا ـ وملت هاى مظلوم جـهـان ومـلت رزمـنـده ایران تبریک وتسلیت عرض مى کنم . من با بازماندگان شریف وعزیز این شـهـدا در غـم وسوگ شریک ورحمت واسعه خداوند رحمان را براى این مظلومان وصبر و شکیبایى را بـراى بـازمـانـدگـان مـحـتـرم آنـان از درگـاه خـداونـدمتعال خواستارم . رحمت خدا ودرود بى پایان ملت بر شهداى انقلاب از 15 خرداد 42 تا هفتم تیرمـاه 60 وسـلام وتـحـیـت بـر مـظـلومـان جـهـان ومـظـلومـان ایـران درطول تاریخ .
روح الله الموسوى الخمینى
9/4/1360
صحیفه نور، چاپ دوم ، جلد 8، ص 522 تا 523


 
دوشنبه 11 تیر ماه سال 1386
حمایت شهید بهشتی از رزمندگان و مردم خوزستان در جنگ تحمیلی
حمایت شهید بهشتی از رزمندگان و مردم خوزستان در جنگ تحمیلی

شهید بهشتی به روایت امام جمعه اهواز

اشاره :
آیت الله سید محمد علی موسوی جزایری نماینده ولی فقیه در خوزستان و امام جمعه اهواز یکی از معدود شخصیت های موثر خوزستانی است که سینه اش مخزن بسیاری از خاطرات و اسرار انقلاب اسلامی و جنگ و دفاع مقدس و حوادث مختلف در خوزستان است . شخص آیت الله موسوی جزایری و نقش کم نظیر ایشان در نزدیکترین شهر پشت جبهه بهمراه حجت الاسلام جمی در آبادان بر هیچکس پوشیده نیست . مردی که به عطوفت و خوش برخوردی با مردم و تواضع و فروتنی و دوستی با جوانان و به اصطلاح به « خاکی بودن » شهرت دارد. اگر گاهی هم از دست کسی ناراحت شود با یک عذرخواهی ساده طرف مقابل براحتی و بدون هیچگونه تکلفی می پذیرد و می گذرد و فراموش می کند. از خاندان بزرگ سادات جزایری است و نقش مهمی در جذب و سازماندهی جوانان به انقلاب اسلامی در خوزستان داشته است . او مرجع و ملجا انقلابیون و دوستداران حضرت امام (ره ) در خوزستان بود و در جریان انقلاب اسلامی در برگزاری اعتصاب کارگران و کارمندان شرکت نفت در خوزستان نقش مهمی داشت . و در همین رابطه یکی از کسانی است که از نقش شهید مظلوم آیت الله بهشتی در انقلاب و دفاع مقدس خاطرات زیادی دارد که در گفتگویی با خبرنگار ما گوشه ای از این تاریخ را هر چند کوتاه بازگو نمود :
وقتی از آیت الله موسوی جزایری در خصوص شهید بهشتی و خاطراتش از آن شهید بزرگوار پرسیدیم , هیجانی توام با حسرت و تاسف او را فرا گرفت که در سخنانش معلوم بود. امام جمعه اهواز گفت : فقیه مجاهد و عارف و اصل و عالم آگاه از مقتضیات زمان, آیت الله سید محمد حسینی بهشتی قدس الله نفس الزکیه , که حدود ربع قرن است از شهادت جانسوز آن یار سفر کرده می گذرد ولی من نه تنها او را فراموش نکرده ام بلکه با یاد او نمی توانم هیجانات روحی خودم را کنترل کنم و از کنار آن به سادگی عبور کنم ; صریح تر بگویم دلم می شکند. او چه مرد بزرگ و با صفایی بود , واقعا صاحب نفس زکیه بود. دلش مثل چهره اش نورانی بود , مهربان , دلسوز و عاشق دین و فداکار بود. « بازگو از نجد و از یاران نجد= تا در و دیوار را آری به وجد » شعری است منسوب به حضرت زهرا سلام الله علیها که میفرماید : » اذا مات یوم میت قل ذکره و ذکر ابی مذ مات و الله اکثر » (کسیکه از دنیا می رود کم کم فراموش می شود ولی بخدا قسم روز بروز بیشتر یاد پدرم زیادتر می شود)

تصمیمات انقلاب بوسیله آیت الله شهید بهشتی ابلاغ می شد

آیت الله موسوی جزایری در مورد نقش آیت الله شهید بهشتی در خصوص مسائل انقلاب اسلامی در خوزستان اظهار میدارد : ما در ایام انقلاب دو رابط با پاریس داشتیم , یکی از قم بوسیله بعضی از بزرگان حوزه بود و دیگری بوسیله آیت الله شهید بهشتی از تهران بود که به موقع تصمیمات لازمه را ابلاغ می کردند و یا ما با آنان مشورت می کردیم و یا اعلامیه های حضرت امام رضوان الله علیه تلفنی برای ما خوانده می شد. که البته این موضوع اخیر نوعا با قم بود. در همین ارتباط به یادم می آید تلفنی را که شهید بهشتی به ما نمودند در ارتباط با سفر هیات اعزامی از سوی حضرت امام (قدس سره ) بمنظور راه اندازی تولید نفت در حد مصرف داخلی , زیرا کارکنان دلیر و مقاوم صنعت نفت به امر امام اعتصاب کرده بودند و جز با دستور ایشان دست به هیچ کاری نمی زدند. آن هیات عبارت بودند از آیه الله هاشمی رفسنجانی , مهندس بازرگان و مهندس مصطفی کتیرائی و دو نفر دیگر , علی ای حال تلفن فرمودند و برنامه را با کارهایی که ما می بایست انجام بدهیم , بیان کردند. فراموش نمی کنم که یکبار در ایام انقلاب زنگ زدم , حاجیه خانم همسرشان گوشی را برداشتند , فرمودند : آقا مشغول نماز است . عرض کردم بفرمایید مختصر کنند , چون نمی توانم دوباره بگیرم . زیرا هر بار گرفتن کد تهران از اهواز مصیبتی بود , گاهی تا نیم ساعت طول می کشید , به فاصله کمی آمدند پای تلفن و مشورت های لازم در خصوص انقلاب انجام شد.

با ورود شهید بهشتی به اهواز جو به کلی عوض شد

آیت الله بهشتی پس از پیروزی انقلاب ظاهرا دو یا سه بار به اهواز تشریف آوردند , آنگونه که حافظه ام به زحمت مطرح می کند یک بار قبل از جنگ بود و یکبار یا بیشتر ایام جنگ , به منظور بازدید از جبهه ها , آن روزها که اوضاع در دست بنی صدر بود و منافقین و مخالفین با ایسم ها و اسم های مختلف بین مردم پخش بودند. فشار شدیدی روی ما بود , خدا می داند برای همان سفر آقای بهشتی (ره ) دچار مشکل بودیم . در تهیه چند دستگاه وسیله نقلیه , محل مناسب , تدارک برنامه های سخنرانی , ولی بحمدالله با مقاومت کار انجام شد و بمحض اینکه ایشان وارد اهواز شدند و در جمع مردم قرار گرفتند , جو شکسته شد و جمعیت زیادی برای سخنرانی ایشان در حسینیه اعظم تجمع کردند , و وقتی بیان رسا و قاطعیت و بزرگواری ایشان را از نزدیک دیدند , منقلب شدند و جو به کلی عوض شد. ولی دل های بیمار آرام ننشستند. در صدد برآمدند ضربه ای بزنند , از ایشان دعوت کردند برای سخنرانی در دانشگاه , ایشان پذیرفتند. وقتی وارد جمع شدند , دیدند میزگردی گذاشتند و آقای گلزاده غفوری را هم آورده و گفتند با اجازه شما می خواهیم میزگردی باشد و شما پاسخ ایرادات آقای گلزاده غفوری را بدهید. معلوم بود که نقشه است . زیرا جمعی از اوباش خود را هم در میان جمعیت مامور کرده بودند که به ضد شهید بهشتی و به نفع طرف مقابل شعار بدهند. ولی در عین حال باز هم صبر و صلابت آن مرد الهی نقشه ها را خنثی کرد و حقانیت او و راهش را که راه امام و اسلام ناب بود آشکار گردید. عکسی ما در کنار ایشان داریم , یادگار همان سفر است .

حمایت شهید مظلوم بهشتی از رزمندگان و مردم خوزستان در جنگ تحمیلی

جنگ شروع شد , ما غافلگیر شده بودیم , مختصر نیرویی که در مرز داشتیم در ساعات اولیه متلاشی شدند. زیرا صدام با دوازده لشکر زرهی حمله را آغاز کرده بود و ما فکرش را نمی کردیم , چند روز گذشت کار بر ما بسیار سخت شد , دشمن گستاخانه تا نزدیک اهواز آمد , خرمشهر جنگ و گریز بود , دزفول زیر آتش موشک وحشیانه بود , من دیدم گزارشاتی را که بنی صدر به تهران منعکس می کند تماما خلاف واقع است , با دفتر امام , آیت الله رسولی محلاتی تماس گرفتم که آقا اوضاع این است . گفتند اگر شما به جای امام باشید چه می کنید همین الان من از محضر امام آمده ام , بنی صدر نشسته بود و درست ضد مطالب شما را به عرض امام گزارش می داد و مطالب شما را که امام سوال کردند , تکذیب کرد و گفت : این اخبار هیچ اعتبار نظامی ندارد و شایعه است . حرکت کردم به سمت تهران , خدمت امام رفتم , ولی وقتی امام رادیدم با سیمای خاصی , دلم نیامد خاطر امام را زیاد تلخ کنم . امام فرمود : شما پیروزید انشاالله , همه چیزها کم کم درست می شود. خداحافظی کرده و با خود گفتم , بهتر آنستکه به شخص دوم انقلاب آیت الله بهشتی همه چیز را بگویم , تماس گرفتم , ایشان آن وقت رئیس دیوان عالی کشور بودند , فرمودند فردا ظهر برای ناهار مهمان ما باشید در محل دیوان , خدمتشان رسیدم , سرمیز ناهار دو نفری بودیم , ریز مطالب را از اول تا به آخر برای ایشان بیان کردم , به شدت گوش دادند , فرمودند دیروز با جامعه روحانیت مبارز تهران و آقای فلسفی و جمع دیگری از بزرگان و علما جلسه ای داشتیم و مطرح شد و بنا شد چند کار انجام شود , دفتری برای جذب نیرو باز کنیم و ستاد پشتیبانی نیز تشکیل و آقای خامنه ای از طرف جمع ما به اهواز بیایند , گفتم خیلی خوب است , ولی چقدر خوب بود که خود شما هم می آمدید , فرمودند من خودم عازم بودم به آمدن , ولی وقتی اصرار آقای خامنه ای را دیدم , پذیرفتم ایشان بیایند , ایشان تشریف می آورند , اگر نیاز بود که من هم بیایم می آیم . با خوشحالی زیاد از محضر ایشان خداحافظی کرده سریعا به اهواز آمدم و منتظر قدوم حضرت آیت الله خامنه ای بودم که بعد از یکی دوروز ایشان به همراه شهید دکتر چمران به اهواز آمدند و وضع ما از آن حالت مظلومیت و غربت به لطف خدا بیرون آمد.


www.rasanews.com

 
یکشنبه 10 تیر ماه سال 1386
شهیدمحمد علی فیاض‌بخش

 

شهیدمحمد علی فیاض‌بخش

 

 

 

محمد علی فیاض‌بخش در سال 1326 در تهران متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان خسروی و تحصیلات متوسطه را در کنار دروس حوزوی شامل جامع‌المقدمات و ادبیات عربی فرا گرفت و خدمت سربازی‌اش را در تفرش و رودبار به پایان برد.

فیاض‌بخش از دانشگاه تهران مدرک پزشکی گرفت و دوره تخصصی جراحی را در بیمارستان سینا به پایان رساند.

فیاض‌بخش موسس انجمن امدادگران امام خمینی(ره) بود.

این شهید آسایشگاه معلولان انقلاب را با همکاری انجمن امدادگران امام (ره) و کمیته امداد، زیر نظر بنیاد شهید راه‌اندازی کرد.

طبابت و ویزیت رایگان به مدت 4 سال. تاسیس کلینیک سلمان فارسی با همکاری شهید دکتر لواسانی،‌ آموزش کمک‌های اولیه پزشکی برای خدمت به مجروحان و معلولان انقلاب از دیگر فعالیتهای این شهید بزرگوار بود.

وی سپس به عنوان مدیرکل توانبخشی دروزارت بهداری مشغول به کار شد.

پیشنهاد لایحه سازمان بهزیستی کشور و پیگیری برای تاسیس چنین سازمانی جداز از وزارتخانه بهداشت از اقدامات دیگر این شهید بود. محمد علی فیاض‌بخش درکابینه شهید رجایی، به عنوان وزیر مشاور و سرپرست بهزیستی خدمت می‌کرد.

دکتر فیاض‌بخش، شامگاه هفتم تیر 1360 در حزب جمهوی اسلامی در کنار شهید بهشتی براثر انفجار بمب به شهادت رسید.

از این شهید مخلص و بزرگوار، چهار فرزند (2پسر و 2دختر) به یادگار مانده است.

                                                                              

 
یکشنبه 10 تیر ماه سال 1386
«شهیدبهشتی،قربانی انصاف ومردانگی خودشد»
«شهیدبهشتی،قربانی انصاف ومردانگی خودشد»

www.baztab.com

غلامعلی رجایی

معاون امنیتی دولت شهید رجایی در بخشی از خاطرات خود از واقعه ترور شهید بهشتی، با اشاره به ملاقات مسعود رجوی، سرکرده گروه تروریستی مجاهدین خلق با آیت‌الله بهشتی، چند هفته قبل از شهادت وی، گفت: در آن زمان که دامنه عملیات تروریستی سازمان مجاهدین خلق بالا گرفته بود و هر روز خبر ترور چند نفر منتشر می‌شد، به دلیل حساسیت اوضاع، تصمیم بر این شد که مسعود رجوی، رهبر این سازمان، دستگیر شود. البته این کار با توجه به آن‌که رجوی در آن شرایط، خود را مخفی کرده بود و حتی پیش از آن با شیوه‌هایی چون ترور با ماشین‌های مختلف و شگردهای دیگر مخفی‌کاری، پیگیری نیروهای امنیتی کشور را ناکام می‌گذاشت، بسیار مشکل بود و به سختی می‌شد از وی ردپایی پیدا کرد.

در این گیرودار بود که به ما ‌اطلاع داده شد، وی از شهید بهشتی، که در آن دوران ریاست دیوان عالی کشور را بر عهده داشت و عالی‌ترین مقام قضائی کشور بود، تقاضای وقت ملاقات کرده و زمان ملاقات وی هم مشخص شده بود.

وی افزود: ما با شتاب خدمت آقای بهشتی رفتیم و گفتیم، مدتهاست که دنبال ردپایی از رجوی هستیم و این بهترین فرصت است که پس از ملاقات با شما، بلافاصله او را دستگیر کنیم.

آقای بهشتی پس از شنیدن سخنان ما با لحن قاطع و مطمئن خود فرمودند: نه آقا، این انصاف نیست، او از من تقاضای ملاقات کرده و نباید از اطمینانی که به من کرده است، سوءاستفاده شود و با این عبارات، راه را بر پیگیری ما بست.

رجوی به ملاقات شهید بهشتی آمد و پس از ملاقات با وی، دوباره به توطئه شرارت و اختفای خود ادامه داد. با فاصله کوتاهی پس از این ملاقات، دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی، که در آن شهید مظلوم دکتر بهشتی و 72 تن از یاران امام و فرزندان ملت در آن به لقای حق نایل شدند، توسط گروه منافقین منفجر شد و شهید بهشتی، جان بر سر پیمان و تعهدی که از اسلام عزیز فرا گرفته بود، نهاد. روانش شاد باد!




 
پنجشنبه 7 تیر ماه سال 1386
ویژگی های شهید بهشتی

بسم رب شهدا والصدیقین

امروز ساگرد شهادت ابر مردیسیت فرزانه .اما نباید تسلیت گفت زیرا که خود او فرموده است:

((ما شهید را از دست نمیدهیم بلکه او را به دست ما آوریم .به امید اینکه مانیز به دست بیاییم.))

ویژگی های شهید بهشتی

شهید بهشتی

1- نخستین ویژگی مشترک همه کارهای مطالعاتی و تحقیقاتی شهید بهشتی جهت دار بودن آنهاست.

2- دومین خصوصیت بارز در فعالیت های علمی و تحقیقاتی شهید آیت الله بهشتی جدیت و نظم ایشان در این کارهاست.

3- مسأله دیگری که به صورت ویژگی عمومی حرکات و فعالیت های ایشان در طول زندگی و از جمله در زمینه مطالعات و کارهای فرهنگی بود اعتقاد شهید بهشتی به کارهای دراز مدت پر ثمر علمی و عملی بود.

4- از اهم خصوصیات لازم برای یک فرد محقق حق گر این است که در برخورد با اندیشه و عقاید دیگران نخست سخن دیگران را خوب دریابد و شهید آیت الله بهشتی این توانایی را داشت که با حوصله و دقت نظرات دیگران را به طور کامل دریابد.

5- دیگر از ویژگی های شهید آیت الله بهشتی احترام او به نظرات دیگران بود سخن هر کس را شایسته این می دانست که مورد درنگ و تأمل قرار گیرد.

6- ویژگی دیگر شهید آیت الله بهشتی مسأله واقع بینی ایشان این خصوصیت از پیدایش افراطها و تفریطها در مسیر حرکت ایشان پیگیری می نمود.

7- متانت، کم گویی و گزیده گویی از دیگر ویژگی هایی است که در زندگی اجتماعی و در مباحثات علمی ایشان بچشم می خورد.

8- از موهبت هایی که به یمن گسترش و عمق مطالعه و تحقیق از یکسو و برخورد سالم از سوی دیگر می آید توانایی بر استدلال و اقناع اشخاص است و ایشان این خصوصیات را بحد کمال داشت.

9- بحث های شهید بهشتی هرگز رنگ مجادله به خود نمی گرفت زیرا جدل عمدتاً وقتی صورت می گیرد که این فرد با آن فرد بخواهد نظر خویش را بدون دلیل کافی بر دیگری تحمیل کند و یا از پذیرش سخن حق او سر باز زند.

10- با وجود این مجموعه صفات کم نظیر، گستردگی و عمق معلومات شهید بهشتی در زمینه های مختلف هیچگاه باعث این نمی شد که خویشتن را از بهره جستن از نظرات و عقاید دیگران بوسیله عجب و خویشتن بینی محروم سازد و دریچه تحقیق را بواسطه آنکه نظرش در بسیاری از موارد از دیگران صائب تر است بر روی خود ببنندد.

11- ویژگی مهم دیگر شهید بهشتی که در آثار و بحثهای ایشان بطور بارزی بچشم می خورد توانایی جمع بندی بسیتر خوب بود. ایشان گاه از میان اندیشه ها و سخنان متضاد، نقاط مشترک را درمی یافت و بر همان پایه مشترک استدلال خویش را بنا می کرد.

12- در بحث های عمومی و یا در بحث با جمع های خاص آهنگ بحثهای ایشان هدایتگرانه است نه آنکه در برخورد با عقاید مخالف بسرعت چماق تکفیر بلند شود و مانع هرگونه اندیشه دیگران گردد.

13- نکته قابل تأمل در زندگی علمی و تحقیقاتی شهید آیت الله بهشتی آنست که ایشان دیر دست به نوشتن می زد و پس از تعمق بسیار همراه با وسواس لازم برای یک کار علمی اقدام به انتشار آن می نمود و بدین جهت هم کمتر نیاز به تجدید نظر داشت. 

tebyan.net


 
چهارشنبه 6 تیر ماه سال 1386
انفجار ششم تیر

ترور امام جمعه محبوب تهران آیت الله خامنه ای توسط منافقین

 

امام جمعه محبوب تهران آیت الله خامنه ای
روز ششم تیرماه با انفجار بمب کار گذاشته شده در ضبط صوت بزرگی که روی تریبون سخنرانی آیة الله خامنه ای در مسجد اباذر تهران قرار داده شده بود، پروژه حذف رهبران اصلی جریان پیرو خط امام توسط سازمان منافقین کلید خورد

 در روز 6 تیر ماه 1360، ‌حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای که نمایندگی امام در شورای عالی دفاع و نیز امامت جمعه تهران را بر عهده داشتند در مسجد ابوذر تهران جهت پاسخ به پرسشهای مردم پشت تریبون قرار گرفتند، اما انفجار ضبط صوت بمب‌گذاری شده باعث شد از سمت راست بدن مورد اصابت ترکشها قرار گرفتند. .

پس از انفجار، ایشان به بیمارستان منتقل شدند و مورد عمل جراحی قرار گرفتند. اراده خدا بر این تعلق گرفته بود که ایشان برای آینده نظام حفظ شوند و به عنوان افتخار جانبازان در خیل جانبازان انقلاب اسلامی قرار گرفتند.

 

 

انفجار ششم تیر آغاز علنی مرحله نظامی سازمان منافقین ٬ پیامدهای فوری مختلفی به همراه داشت:

«تنفر عمیق مردم از این حرکت و توقع آنها از دولت در سرکوب قاطع منافقین، برخوردمحکم وتردیدناپذیر مقامات قضایی ٬ کمیته و سپاه که متناسب با افکار عمومی عمل کردند ٬ چنان ضربه ای به سازمان زد که به هیچ عنوان تصورش را نمی کرد. »1

درگیری های پراکنده مسلحانه و اقدام به بمب گذاری و آمادگی برای ترورهای گسترده توسط سازمان از فردای سی ام خرداد آغاز شد.« روز دوم تیرماه یک بمب در سالن راه آهن قم در لحظه پیاده و سوار شدن مسافرین منفجر گردید و 7 شهید و بیش از 50 زخمی به جای گذاشت. روز سوم تیر با هوشیاری مردم یک بمب قوی در جنب یک هنرستان دخترانه در تهران کشف و خنثی می شود.» 2

روز جمعه پنجم تیر انتخابات میاندوره ای مجلس شورای اسلامی در 19 شهر کشور برگزار شد و حضور گسترده مردم در نمازهای جمعه در آن روز با تظاهرات و شعارهای گروه های مختلف مردم در مخالفت با بنی صدر و سازمان همراه بود. آیت الله خامنه ای امام جمعه تهران در سخنان خود ضمن ارائه تحلیلی از عملکرد سازمان خطاب به سران سازمان گفت:

«من سوابق و ضعف های آنها را می دانم و خود آنها می دانند که ما به خوبی آنها رامی شناسیم. من می گویم که خودتان را در تاریخ رسوا کردید و حرف های [قبلی] خود را تخطئه نمودید...

شما ای مجاهدین خلق مقابله خود را با دولت وحکومت اسلامی به حساب مقابله با ارتجاع می گذارید. ارتجاع با منطق اسلام یا منطق کمونیسم؟ ارتجاع در منطق اسلام یعنی ارتداد و شماها هستید که مرتجعید. »3

وی همچنین در سخنان خود جوانان و نوجوانان هوادار سازمان را به تفکر و توجه به واقعیات و پذیرش نصایح خیرخواهان فراخواند و آنان را از دنباله روی بدفرجام سران سازمان تحذیر نمود.

بعدها، سودابه سدیف، مشاور بنی صد،ر پس از دستگیری اعتراف کرد که پس از عزل قانونی رییس جمهور و پنهان شدن او ٬ بنی صدر به رجوی پیام داد که « باید شروع به زدن رأس های آنها [ حاکمیت نظام جمهوری اسلامی] نمود، چاره دیگری نیست.»4

حسین نواب صفوی یکی از رابط های اصلی بنی صدر و سازمان نیز بعد از بازداشت، به رغم اینکه تأکید داشت که بنی صدر برای مقابله با نظام بر بسیج مردم ٬ با تردید تصریح کرد که این، نکته هم مطرح شد که « اگر نتوانیم مردم را بسیج کنیم ٬ باید اینها را فلج کرد، یک چیزی در همین حدود، شاید گفت باید سران را از بین برد»5

رجوی بعد از اختلاف با بنی صدر دیدگاه های او را در مورد ترورهای سال 60 چنین تبیین می نماید:« آقای بنی صدر به خوبی به یاد دارند که در آن اوایل... رفسنجانی را در شمار «خمسه خبیثه» واجب القتل دانسته و به تأکیدخواستار آن بودند که در ردیف بهشتی ملعون که هر دو نفر به اضافه سه دیگردستشان تا مرفق به خون و جنایت آلوده بود مهدورالدم و شایسته مجازات شناخته شود»6

رجوی در بیانی دیگر با تحقیر دیدگاه بنی صدر می نویسد:

«... آنچه بنی صدر از مبارزه مسلحانه مجاهدین انتظار داشت ، اساساً چیزی جز دفع شرّ تعدادی از مهره های بالای رژیم نبود..»7

رییس جمهور معزول که خود به دستاویزی برای شورش مسلحانه سازمان تبدیل شده بود، با تأکید یا در واقع اعلام موافقت خود با آغاز ترور مسئولان بلندپایه نظام جمهوری اسلامی، تسریع در اقدام برنامه ریزی شده قبلی سازمان را خواستار شده بود. روز ششم تیرماه با انفجار بمب کار گذاشته شده در ضبط صوت بزرگی که روی تریبون سخنرانی آیة الله خامنه ای در مسجد اباذر تهران قرار داده شده بود، پروژه حذف رهبران اصلی جریان پیرو خط امام توسط سازمان کلید خورد.

خوشبختانه امام جمعه محبوب تهران و نماینده امام در شورایعالی دفاع از این سوءقصد که می توانست به فاجعه ای بزرگ منجر شود، بر اثر کامل عمل نکردن بمب، جان سالم به در برد ولی جراحات شدیدی بر ایشان وارد گشت. براساس خبر منتشره در همان زمان ٬ آیه الله خامنه ای از نقطه بالای کتف راست و بالای ران سمت راست» مجروح شد و «استخوان ترقوه» او شکست و چند رگ و عصب دست راست وی نیز قطع شده بود.

مسجد اباذر تهران در یکی از جنوبی ترین مناطق واقع شده بود و آیة الله خامنه ای مدتی بود که در آنجا پس از نماز ظهر و عصر برنامه هفتگی سخنرانی و پرسش و پاسخ برگزار می کرد. هم زمان با انفجار بمب مزبور، بمبی نیز در میدان انقلاب تهران منفجر شد و یک بمب هم در تقاطع خیابان ولی عصر(عج) و طالقانی پیش از انفجار کشف و خنثی گردید.

روزنامه کیهان به مدیریت حجة الاسلام سیدمحمد خاتمی در سرمقاله خود با عنوان« توده های مردم از ماجرای ترور خامنه ای می گویند» چنین نوشت: « دیروز بخش وسیعی از مردم درمقابل بیمارستان جمع شده بودند... دست به دعا برداشته بودند و باچشم های اشک آلود از خدای خودمی خواستند که امام جمعه تهران زنده بماند و توطئه آمریکا نقش برآب گردد... از هر کس و هر دسته ای که سؤال می کردیم ٬ مردم بلافاصله پاسخ می دادند که این کار، کارجنبشی ها[= سازمان] است... عموحسین گفت مگر درنمازجمعه این هفته شرکت نکردید؟ در آنجا آقای خامنه ای به سران مجاهدین گفت شماها را خوب می شناسیم ٬شماها کار آمریکا را آسان کردید... اما معلوم بود که جنبشی ها نمی توانستند کیفر آقای خامنه ای را فی المجلس اداکنند! لذا به زودی و به طورمضاعف یعنی درهمین دیروز به مسجد اباذر رفتند و در ضبط صوت مواد منفجره گذاشتند.

حضرت امام خمینی(ره) طی پیامی خطاب به آیة الله خامنه ای، ترور شخصیت های انقلاب را موجب افزایش قدرت مقاومت در صفوف فشرده ملت توصیف کرده ضمن اشاره تلویحی ولی روشن به مسئولیت منافقین در این اقدام، در مورد ابعاد و آثار آن چنین نگاشت:

« اکنون دشمنان انقلاب به سوءقصد به شما که از سلاله رسول اکرم (ص) وخاندان حسین بن علی(ع)هستید و جرمی جزخدمت به اسلام و کشور اسلامی ندارید و سربازی فداکار در جبهه جنگ و معلمی آموزنده در محراب وخطیبی توانا در جمعه و جماعات و راهنمایی دلسوز در صحنه انقلاب می باشید ، آن قدر از بینش سیاسی بی نصیبند که بی درنگ پس ازسخنان شما درمجلس و[نماز]جمعه وپیشگاه ملت به این جنایت دست زدند و به کسی سوءقصد کردند که آوای دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنین انداز است... آیا با این اعمال وحشیانه و جرایم ناشیانه وقت آن نرسیده است که جوانان عزیز فریب خورده از دام خیانت اینان رهاشوند، و پدران و مادران ٬جوانان عزیزخود را فدای امیال جنایتکاران نکنند و آنان را از شرکت درجنایات آنان برحذر دارند؟»

آیت الله بهشتی ، رییس دیوان عالی کشور ٬ محمدعلی رجایی ، نخست وزیر ٬ مجلس شورای اسلامی و سایر نهادهای انقلابی و آقای منتظری در پیام های جداگانه ای ضمن محکوم کردن سوءقصد به آیت الله خامنه ای منافقین را به تلویح یا تصریح مسئول این اقدام بر شمردند.

اما سازمان رسماً مسئولیت سوءقصد به آیة الله خامنه ای را برعهده نگرفت و حتی بر قسمتی از بدنه داخلی ضبط صوت انفجاری با ماژیک نوشته شده بود« هدیه گروه فرقان»، و جزوه ای نیز با امضای این گروه درباره این سوءقصد انتشار یافت. در حالی که مؤسس و اعضای اصلی این گروه در سال 58 و 59 شناسایی و دستگیر شده بودند و هیچ تشکیلاتی از این گروه در سال 1360 در داخل کشور وجود نداشت که قادر به انجام یک اقدام مسلحانه باشد. در برخی از اعلامیه ها و جزوات قبلی این گروه از بنیانگذاران و ایدئولوژی سازمان تجلیل و اعلام حمایت شده بود ، و قرائن معدودی هم در مورد ارتباط تشکیلاتی سازمان با فرقان وجود داشت ٬ امّا آشکار بود که سازمان در همان آغاز عملیات تروریستی خود در تیرماه 60 با طرح نام گروه فرقان و انتشار اطلاعیه جعلی به نام آن گروه ٬ کوشید تا ٬ هم چهره تروریستی خود را پنهان کند و هم علاوه بر انحراف افکار عمومی، مسئولان امنیتی و انتظامی را نیز گمراه نماید.

معاون وقت دادستان انقلاب در خاطرات خود تصریح کرده است که« جواد قدیری یکی از طراحان مهم انفجار مسجد اباذر بود». وی که نام کاملش محمدجواد قدیری مدرس است و از اعضای قدیمی و سازمان و نفوذی در کمیته انقلاب مستقر در اداره دوم ستاد ارتش بود، بعداز سوءقصد نافرجام به آیت الله خامنه ای متواری شد و از کشور گریخت و در سال ٬ 1364 نام قدیری در لیست شورای مرکزی به عنوان «عضو مرکزیت» سازمان درج گردید.

در همان زمان در اغلب خبرهای مطبوعات و واکنش های اقشار مختلف مردم و گروه های سیاسی ٬ بدون کمترین تردیدی ٬ سازمان مسئول انفجار مسجد اباذر معرفی و شناخته می شد.

بعدها نیز در بیانیه وزارت خارجه آمریکا درباره سازمان ٬ مجروح شدن آیت الله خامنه ای یکی از مجموعه اقدامات تروریستی سازمان خوانده شد.سازمان نیز در نفی این واقعیت مجدداً اعلام نمود که سوءقصد به آیت الله خامنه ای « قبل از شروع مبارزه مسلحانه مجاهدین» توسط گروه فرقان انجام شده  « که هیچ ربطی به مجاهدین» نداشت. کاملاً آشکار است که سازمان بنا به دلایل سیاسی ٬ حقوقی و تبلیغاتی ٬ به رغم پذیرش رسمی مسئولیت بسیاری از اقدامات تروریستی بعدی خود ٬ همچنان مایل و قادر نیست که به نقش خود در انفجار ششم تیر اعتراف نماید.

منبع:

سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، گفتار پانزدهم: «فاز نظامی»؛ اعلام رسمی ترور و خشونت،ص 587تا 600

 

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 


 
یکشنبه 3 تیر ماه سال 1386
تشریح ابعاد شخصیتی و سیاسی دکتر بهشتی

تشریح ابعاد شخصیتی و سیاسی شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی در گفتگو با اسدالله بادامچیان

 


خبرگزاری شبستان: هفتم تیر یادآور یاد و خاطره سید شهیدان انقلاب، شهید مظلوم آیت‌الله دکتر محمد حسین بهشتی (ره) و هفتادو دو تن از بهترین یاران انقلاب اسلامی و یاوران حضرت امام (ره) است که در آتش کینه‌ی دشمنان انقلاب و اسلام در سال 60 در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند.

شهیدان فاجعه هفتم تیر جمعی از مقامات قضایی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضاء کابینه دولت و فعالان سیاسی و مذهبی بودند که در راس آنان شهید آیت‌الله دکتر بهشتی قرار دارد.

دکتر بهشتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در نقش طراح اصلی کشور در کنار امام خمینی(ره) در افکار مردم جامعه شناخته شد در این میان قدرت استدلال و منطق، بیان نافذ و شیوا، اجتهاد پویا و بهره‌گیری از دانش روز از بهشتی شخصیتی جامع‌نگر و جامع‌الاطراف ساخته بود.

دکتر بهشتی معتقد بود میدان عمل با تمامی گفتارها و شعارها متفاوت است، تنها تلاش را می‌طلبد و دیگر هیچ، در نهایت هم به این اعتقاد درونی‌اش دست یافت که بهشت را به بها دهند و نه به بهانه.

دکتر اسدالله بادامچیان، دکترای روابط بین‌الملل و فوق‌لیسانس علوم سیاسی است، از دوران نوجوانی در حوادث سیاسی 50 سال گذشته حضور فعال داشته و تاریخ زنده رویدادهای سیاسی 5 دهه گذشته است، وی از عناصر کلیدی مبارزه در راه استقلال، آزادی و حکومت اسلامی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسئولیتهایی مانند دبیر اجرایی حزب جمهوری اسلامی، معاون سیاسی و مشاوره امور اجتماعی رئیس قوه قضاییه، عضو موسس شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی را بر عهده گرفته است.

او که در جوانی همراه دکتر بهشتی بود و با ابعاد شخصیتی و مدیریت سیاسی شهید دکتر بهشتی آشنایی شهودی دارد معتقد است شهید بهشتی عالمی آگاه، آینده‌نگر و برنامه‌ریز است که برای شکل‌گیری پایه‌های نظام وتقویت آن تربیت نیروهایی متخصص و کارآمد را سرلوحه‌ی کارهای خویش قرار داده بود.
مطالبی که می‌خوانید گفتگوی شبستان با دکتر بادامچیان جهت تشریح ابعاد شخصیتی و مدیریت سیاسی دکتر بهشتی است.

جناب آقای بادامچیان به نظر شما تشریح ابعاد شخصیتی و مدیریت سیاسی افرادی چون دکتر بهشتی برای نسل سوم انقلاب که مدیران آینده‌ی نظام هستند باید به چه صورت انجام شود تا به عنوان الگویی تمام عیار برای جوانان قرار گیرند؟

با امید به اینکه بتوانیم شکرگزار عملی این انسانهای وارسته باشیم که با همه وجود در مسیر سازندگی یک جامعه نمونه ‌اسلامی برنامه‌ریزی کردند و در این راه جان خود را فدا کردند تا نسل آینده و فعلی ما زندگی سعادتمند دنیوی و اخروی اسلامی را داشته باشد باید عرض کنم، نسل جدید با نام دکتر بهشتی و عنوان انقلاب اسلامی آشنایی دارند اما آشنایی آنها حضوری و عمیق نیست، چراکه در دوران کنونی نسل جوان تنها خاطرات و تاریخ گذشته را مطالعه می‌کند و این طبیعی است که خاطره و تاریخ جای درک علمی و حضوری و شهودی را نگیرد. در حال حاضر باید ذکر شخصیت و ابعاد زندگی اشخاصی همچون دکتر بهشتی به گونه‌ای باشد که نسل جوان ما بتواند از آنها الگوبرداری و اسوه‌سازی کند تا راه آنهایی را که قصد بنای یک جامعه‌ی نمونه‌ی اسلامی را داشتند، ادامه دهند. بنابراین هدف و منظور از طرح این مسائل که در سالروز این بزرگواران این است که ما چراغی فراراه کارهایمان داشته باشیم.

کدام بعد شخصیتی شهید بهشتی مغول مانده است؟

بهشتی در بعد علمی مجتهد حوزوی بود به طوری که اگر در حوزه علمیه می‌ماند به حتم جزء مراجع بزرگ تقلید می‌شد. از طرفی شهید بهشتی یک عالم روشن و آگاه و آینده‌نگر بود که برای آینده برنامه داشت؛ بسیاری از انسانها برای زندگی خود برنامه‌ای ندارند این در حالی است که آنها عالم یا استاد دانشگاه هستند اما بهشتی انسانی بود با برنامه. دکتر بهشتی آینده‌شناس، برنامه‌ریز و طراح بود و به سادگی برنامه‌ای تنظیم می‌کرد که در آن نقطه‌ی مطلوب موقعیت کنونی کجاست، وضعیت موجود چگونه است و چگونه باید از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب رسید و برای اینکه به آن وضعیت مطلوب برسیم چه موانعی بر سر ما وجود دارد و ما با چه امکاناتی به حل این موانع می‌رویم. این ویژگیهای بارز شخصیتی شهید مظلوم دکتر بهشتی بود.

با توجه به این خصیصه آیت‌الله دکتر بهشتی، ایشان از چه زمانی بر لزوم تربیت کادر متخصص برای نظام تاکید کرد و چگونه به این هدف رسید؟

بعد از کودتای 28 مرداد دکتر بهشتی وشهید مطهری و عده‌ای دیگر از علما و بزرگان به بررسی این مسئله پرداختند که چرا حکومت اسلامی گرفتار دکتر مصدق و امثال او شده است؟ چرا که افرادی مانند مصدق عناصر مذهبی نبودند که بخواهند با رسیدن به مسئولیت حکومتی، اسلام را در جامعه پیاده کنند و دلیل این امر عدم زمینه‌سازی برای تربیت کادر مدیریتی آینده نظام ارزیابی کردند که معلول مخالفت رژیم شاه و خط استعماری انگلیس و آمریکا و عدم توجه و آگاهی توده‌ی مردم بود. دکتر بهشتی بعد از این حادثه نیاز به برنامه‌ریزی آموزشی جهت تربیت کادر متخصص را حس کرد و برای استحکام پایه‌های انقلاب برنامه‌ریزی دقیقی را انجام داد، ایشان در زمان رژیم طاغوت مدارس اسلامی غیرانتفاعی در سطح مبتدی و پیشرفته تاسیس کردند مثل مدارس علوی، رفاه، روشنگر، دوشیزگان برای اینکه از میان این مدارس بهترین‌ها آموزش داده شوند و عناصری با استعداد برای آینده‌ی نظام تربیت شوند. رژیم پهلوی مخالف این کار بود برای جلوگیری از شکل‌گیری این اهداف، فردی را از سوی خود در راس این حرکت گذاشت که جزء انجمن حجتیه بود و در عین حالی که انسانی پرکار و مذهبی بشمار می رفت، رژیم شاه از وجود او احساس خطر نمی‌کرد، دکتر بهشتی و یارانشان هم در این مجموعه سعی کردند از این خصوصیت او استفاده کرده و بینش مذهبی افراد را در داخل مدرسه و بینش سیاسی آنها را بیرون از مدرسه تامین کنند و این، کار بسیار مشکلی بود که تنها می توانست توسط یک عالم حوزوی چون دکتر بهشتی صورت بگیرد. دکتر بهشتی بدون شتاب‌زدگی و با برنامه برای تربیت نیروهای مستعد نظام در زمان رژیم پهلوی تلاش کرد که نشان‌دهنده‌ی آینده‌نگر این عالم حوزوی است. او کسی بود که ضمن نگرش به آینده، آینده‌شناس هم بود و 20 سال آینده کشور را پیش‌بینی می‌کرد. او براساس یک برنامه‌ریزی حساب شده و منظم بدون هرگونه اصطکاک غیرضروری با استکبار و رژیم شاه با یک برنامه‌ اساسی و زیرزمینی، پایه‌های ارکان نظام اسلامی را بنا نهاد.

فعالیت سیاسی دکتر بهشتی به شکل رسمی از چه زمانی آغاز شد؟

وقتی حزب موتلفه اسلامی تشکیل ‌شد دکتر بهشتی با عضویت در شورای روحانیت این حزب که بنابر اساس‌نامه‌ی آن که در سال 42 نوشته شد، فعالیت اصلی‌اش را شناساندن اسلام و عمل به دستورات آن وایجاد یک جامعه‌ی نمونه اسلامی معرفی می‌کند. فعالیت سیاسی حزب موتلفه با این اساسنامه از سوی رژیم بدون مشکل بود. چرا که در این اساس‌نامه سخنی از فعالیت سیاسی به چشم نمی‌خورد لذا عاملان شاه نمی‌توانستند دکتر بهشتی را محکوم کنند و این امر نشان از آینده‌نگری، آینده‌شناسی، مدیریت و تدبیر این عالم حوزوی بود.

*رابطه دکتر بهشتی با روشنفکران دانشگاهی در کنار مردم عادی چگونه بود؟

دکتر بهشتی احساس می‌کرد یک بخش عمده جامعه‌ی ما دانشگاهی و تحصیلکرده هستند پس عالمی که در آینده باید در این کشور مدیریت کند باید دانشگاهی و دانشجو و تحصیلکرده این جامعه را کاملاً بشناسد، فرهنگ او را بفهمد و درک کند تا بتواند وارد جمع آنها شود. وی معتقد بود همانطور که توده‌ی مردم مسلمان ایران او را از خود می‌دانند قشر دانشگاهی و تحصیلکرده نیز باید چنین حسی نسبت به او داشته باشد، لذا شهید بهشتی تحصیلات دانشگاهی خود را ادامه داد تا هم عالم حوزوی و هم عالم دانشگاهی باشد به طوری که امروز هم اساتید و تحصیلکرده‌های دانشگاه او را از جامعه‌ی دانشگاهی می‌شمارند و هم حوزویان او را جزء علمای برجسته می‌دانند و این هنر دکتر بهشتی بود که توانست، هر دو مجموعه را در مسیر هدایت الهی پیش ببرد و البته برای اینکه این موضوع در حد نظری و تئوری باقی نماند و در کنار استادی دانشگاه و عالم حوزوی بودن وارد عرصه‌های حکومتی نظام ‌شد. رابطه شهید بهشتی با سایر اقشار چگونه بود؟

دکتر بهشتی در قم مدرسه دین و دانش را تاسیس می‌کند تا نسبت به نسل جوان دانش‌آموز و آموزش و پرورش جدید آشنایی عملی و درک شهودی پیدا کند. از طرف دیگر در دانشگاه تدریس می‌کند در مجامع دانشگاهی مشغول بحث می‌شود و ارتباط نزدیک با دانشجویان و قشر روشنفکر جامعه برقرار می‌کند،ْ در کنار آشنایی با این گروه از جامعه، ارتباط خود را با توده‌ی مردم حفظ می‌کند و در بین هیاتهای دینی، اصناف، کشاورزان و کارگران حاضر نیز می‌شود. دکتر بهشتی با سفر به کشورهای خارجی و شناخت فضای جهان خارج از ایران و ایرانیان شاغل در آنجا توانست در زمان بازگشت ایرانیان در حال تحصیل در خارج از کشور از آنها در رسیدن به اهداف نظام استفاده کند. او بحثهای مربوط به آموزش و پرورش را با کسبه و بازاریان مطرح می‌کرد چرا که اعتقاد داشت انجام کار فرهنگی برای جامعه نیازمند آگاهی از نیازهای مردم جامعه است. دکتر بهشتی فردی بود که در درون توده‌های مردم خود را از مردم و مردم را از خود می‌دانست و لذا فاصله‌ای باقی نمی‌گذاشت پس می‌توانست در این شرایط امامت کند.

منظور شما از امامت چیست؟

امامت یک رهبری ویژه است که از درون توده های مردم، همپای مردم، در جهت رشد و رسیدن به اهداف بلند شکل می‌گیرد. به عنوان مثال امام خمینی (ره) از درون مردم، با مردم، همراه مردم، همپای مردم و بدون هیچگونه فاصله‌ای برخاست و انقلاب را به پیروزی رساند.

این جمله بنیاگذار انقلاب که "بهشتی یک ملت بود برای ملت ما" به چه معناست؟

مجموعه عواملی که ذکر شد، از بهشتی انسانی جامع‌الاطراف ساخت که امام در تعریف و توصیف خود از دکتر بهشتی فرمودند: "بهشتی یک ملت بود برای ملت ما"، یعنی روحانی آینده باید دارای همین ویژگیها باشد. اگر گفتیم در ابتدای انقلاب فریاد برآوریم، ایران پر از بهشتی است این بدین معناست هر که می‌خواهد بهشتی‌گونه پیش برود، این ویژگیهای شخصیتی را لازم دارد و اکنون نیز می‌توان از همین ویژگی‌های این شهید مظلوم در جهت سازندگی نظام در زمینه‌های مختلف بهره‌برداری کرد. برای تربیت کادر متخصص جهت مدیریت نظام از تعداد زیادی از افراد، تنها افراد معدودی انتخاب می‌شوند و این هم در همه جای دنیا به همین صورت است همانطور که افراد بسیاری به دانشگاه‌ها می‌روند ولی تعداد انگشت‌شماری دانشمند می‌شوند و تعداد بسیار اندکی از آنها دانشمند، اندیشمند، نظریه پرداز می‌شوند و حال از بین این دانشمنداناندیشمند نظریه‌پرداز تعداد بسیار کمی مردمی می‌مانند.

به نظر شما آیا شهید بهشتی همه این مراحل را گذراند و توانست یک عالم اندیشمند نظریه‌پرداز مردمی باشد یا نه؟

خب زمانی که انسان سطوح علمی را طی می‌کند یک فضایی بین او و مردم پدید می‌آید و این امر کاملاً طبیعی است چون مردم عادی زمانی که با یک فرد عادی برخورد می‌کنند از خود رفتاری متفاوت‌ با آنچه که هنگام برخورد با یک دکتر و مهندس نشان می‌دهند، بروز می‌دهند و این نشان از ایجاد فاصله بین مردم و تحصیلکرده‌های دانشگاهی است، اما اگر کسی این فاصله‌ی ایجاد شده را بهشتی‌وار پر کند موفق می‌شود. به عنوان مثال امام خمینی (ره) هیچ فاصله‌ای با مردم نداشت، مگر نه اینکه او رهبر و حاکم کشور بود، ولی می‌بینیم که چه در قبل از پیروزی انقلاب که اداره‌ی سیاسی کشور را بر عهده داشت و چه بعد از آن هیچ فاصله‌ای با مردم نداشت و همه‌ی توده‌های مردم اعم از دانشجو، دانش‌آموز، معلم، کشاورز و ... به امام عشق می‌ورزیدند چراکه امام به گونه‌ای در جامعه حرکت کرد که جامعه امام را از خود و در قلبش می‌دانست؛ البته نباید فراموش کنیم که این یک رابطه دوطرفه است و نمی‌شود در قلب مردم جای گرفت ولی به آنها عشق نورزید و شهید بهشتی شاگرد این مکتب بود.

با توجه به شاگردی آیت الله بهشتی در محضر امام راحل(ره) مدیریت سیاسی در یک نظام مکتبی چگونه بود؟

دکتر بهشتی در مدیریت سیاسی به مانند امام خمینی (ره) یک آیت‌الله و مرجع تقلید است اما با مردم یکی است و مردم فاصله‌ای را بین او و خود حس نمی‌کنند. این سیاست همان سیاستی است که حضرت ابراهیم (ع) در دعوت ستاره‌پرستان به اسلام اجرا کرد. حضرت ابراهیم برای دعوت آنها به اسلام در درون ستاره‌پرستان قرار می‌گیرد و به مانند آنها می‌گوید این ستاره خدای من است همه‌ی ستاره‌پرستان گرد او جمع می‌شوند و به صحبتهای او گوش فرا می‌دهند آن حضرت با ایجاد محبوبیت در میان ستاره‌پرستان، زمانی که ستاره غروب می‌کند به ایشان می‌‌فرمایند: من این افول‌کنندگان را دوست ندارم. سپس در مرحله‌ی بعد یعنی زمانی که ماه مشاهده می شود، می‌فرماید: این ماه خدای ماست چرا که هم نورانی‌تر است و هم بزرگتر، بعد از این مرحله نیز زمانی که ماه غروب می‌کند و خورشید سر بر می‌آورد، این مخلوق خدا را آفریدگار خود می‌نامد. به همین ترتیب حضرت ابراهیم بااستدلال و با توجه به فهم جامعه برنامه‌ریزی می‌کند و خدای واقعی را به جامعه ستاره‌پرستان معرفی می‌نماید این همان مدیریت امامت‌گونه سیاسی که از آیات قرآن استفاده می‌شود و شهید بهشتی و البته در‌ اعلا امام خمینی (ره) از آن درس گرفته و بدان عمل می‌کردند. مدیریت سیاسی دکتر بهشتی مدیریتی هدفمند و برنامه‌دار بود چراکه او با توجه به آینده و شناخت آن با تدبیر و تعلیق و نظم و ترتیب جامعه را مدیریت کرد. امام خمینی (ره) در سال 42 یک چشم‌انداز 20 ساله را به مسئولان نشان می‌دهد که سراسر شهادت و رنج و زندان و تبعید و محرومیت است بعد می‌فرماید: هر که عاشق است وارد این عرصه شود؛ این همان مدیریت آینده‌نگر است که به اتفاقات20 سال آینده آگاه است. پس یک مدیریت سیاسی باید در چارچوب نظام و مکتبی شکل بگیرد مخلوطی از نظامهای گوناگون مانند روشنفکری، سنتی، دانشگاهی، مذهبی، لاابالیگری نباشد و از نظر دیدگاهها؛ یک مقدار اسلامی، یک مقدار سوسیالیستی، یک مقدار مارکسیستی، یک مقدار کاپیتالیستی، یک مقدار لیبرالیستی نباشد چراکه جمع همه این دیدگاهها در یک شخصیت؛ از آن شخصیتی شتر، گاو، پلنگ می‌سازد که سر از ناکجاآباد در خواهد آورد که دکتر شریعتی از چنین افرادی تعبیر به الینه و استاد مطهری از آنها تعبیر به انسانهای خود باخته می‌کند، درحالی که یک شخصیت سیاسی باید مستقل و در یک چارچوب صحیح شکل بگیرد و آن چارچوب را حفظ بکند.

نمونه هایی هم از این افراد را می توانید مثال بزنید؟

بله، بسیاری کوشیدند از امام خمینی (ره) یک رهبر و یک چهره‌ی سیاسی بسازند اما امام (ره) تا پایان عمر به فرموده خویش یک طلبه باقی ماند و بر آن تاکید داشت زیرا او در این چارچوب مدیریت اسلامی بر طلبه بودن خود افتخار می‌کرد. امام (ره) یک مرجع دینی بود که هیچگاه از حد مرجعیت پایین نیامد تا رهبر سیاسی یا رهبر حزب و یا یک جریان شود چرا که وظیفه او در دارا بودن چنین شخصیتی بود. دکتر بهشتی نیز همینطور بود. مردم دکتر بهشتی را به عنوان مجتهدی فداکار در راه خدا می‌شناسند که در میدان سیاست، تشکیلات و حزب انجام وظیفه کرد. اما آیا بهشتی تنها عبا و عمامه بود؟ نه این شهید مظلوم شخصیتی جامع و اسلامی بودکه دیدگاههایی نو بر مبنای اسلام داشت با تقوای اسلامی؛ هیچکس، هیچگاه از او یک نقطه ضعف ندید.

کمی در رابطه با فشارها و تبلیغاتی که بر علیه او مشد توضیح دهید.

دکتر بهشتی خانه‌اش را از درآمد آموزش و پرورش ساخته بود. در زمان جنگ تحمیلی در زمان جیره‌بندی، مواد غذایی منزل خود را از همان جیره‌ها را تامین می‌کرد و از قدرت خود در جهت تامین نیازهای مادی استفاده نمی‌کرد، شب شهادت دکتر بهشتی، برای پذیرایی از میهمانان جیره قند و شکر داخل خانه میهمانان کافی نبود و دوستان از دفتر حزب موتلفه اسلامی برای پذیرایی مهمانان شهید بهشتی به منزل او قند و شکر و چای فرستادند. این افتخار بهشتی است که در راس قدرت، همان کوپنی را مصرف می‌کرد که در دورافتاده‌ترین نقاط کشور از آن استفاده می‌شد.

آیا کارگزاران کنونی نظام نیز از این خصوصیات برخوردار هستند؟

هنگامی که فسادها و آلودگیها، سران نظامهای جهانی را دربرگرفته بود؛ در کشور ما فردی به مانند دکتر بهشتی به عنوان رئیس قوه قضاییه انتخاب می‌شود که در سلامت کامل رفتار شخصی و روابط کاری بود و این همان چارچوب شخصیتی مدیریت اسلامی است. دکتر بهشتی معتقدبود که اسلام می‌تواند خوشبختی دنیا و آخرت را برای همه انسانها به ارمغان بیاوردو این خوشبختی با استفاده از بهترین لذتها و شادیها و خوشیها، آرامش روحی، آرامش خانواده و آرامش روابط خانوادگی بین پدر و فرزند و بستگان، انسان و جامعه حاصل شود به طوری که مردم از شرش در امان و به خیرش امیدوار باشند. بنابراین چه بعد شخصیتی، چه بعد مدیریتی و چه سایر ابعاد مرحوم بهشتی در چارچوب اسلام بود و کارگزارن کنونی نظام نیز باید از این شخصیت و این خصوصیات برجسته الگوبرداری کنند.

منظور شما از اینکه همه ابعاد وجودی آیت الله بهشتی در چارچوب اسلام بود، چیست؟

این شخصیت نه متاثر از اسلام روشنفکری بود، نه اسلام متهجری، نه اسلام آمریکایی، نه اسلام لیبرالیستی، نه اسلام سوسیالیستی، نه اسلام مارکسیستی، نه اسلام دموکراتیکی، بلکه او پیرو اسلام ناب محمدی(ص) و تشیع علوی (ع) بود که سبب ایجاد چنین تاثیرات شگرفی در جامعه نوپای جمهوری اسلامی شد و در آینده نیز هرکس که قصد داشته باشد، بهشتی‌گونه زندگی کند باید چنین شخصیتی داشته باشد.

کمی در رابطه با تاثیرات آیت الله بهشتی بر روند شکل‌گیری انقلاب و تقویت پایه‌های نظام توضیح دهید.

دکتر بهشتی بعد از 28 مرداد طرحی را با شهید مطهری، علامه طباطبایی و برخی دیگر از شاگردان امام چون مرحوم طالقانی ارائه کردند که در طراحی نظام جمهوری اسلامی نقش بسیار مهمی گذاشت که من نمونه طرح آن بزرگواران را در کتاب هیاتهای موتلفه اسلامی در بحث حکومت اسلامی آورده‌ام. نقش دوم دکتر بهشتی در روند انقلاب آگاهی بخشی به عموم مردم نسبت به اسلام بود، در روند شکل‌گیری ارکان نظام، ساده‌آموزی مبانی و دروس اسلامی توسط افرادی مانند: رهبری، استاد مطهری، شهیدان بهشتی، باهنر، مفتح، محلاتی، و یا هاشمی رفسنجانی، امامی کاشانی، مهدوی‌کنی تاثیر بسیار مهم و اساسی داشت. همچنین در مسائل مربوط به علوم اسلامی، شهید مطهری کتاب‌هایی که کلام عرفان، فقه، و اصول را در بربگیرد، نگاشتند. دکتر بهشتی نیز کتابهای درسی را مورد توجه قرار دادند و در این زمینه با تشکیل جلسات طولانی با صاحبنظران، در جهت آشنا کردن کودکان با خدا برنامه‌ی مدونی برای دوران تحصیل آنها طراحی کرده بودند که حاصل آن اسلام‌شناسی دکتر بهشتی و مطهری و باهنر و ... است.

نقش شهید بهشتی در شکل گیری احزاب و تشکیلات سیاسی در ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ خصوصیاتی را که این شهید بزرگوار برای احزاب برمی‌شمردند را بیان کنید.

نقش شهیدان بهشتی، مطهری و باهنر در مساله‌ی تشکیلات و حزب و تحزب و اینکه حزب غربی و شرقی در کشور نباشد بلکه یک حزب الهی باشد بسیار تاثیرگذار است. شهید بهشتی و شهید مطهری عضو شورای روحانیت حزب موتلفه اسلامی بودند، آنها با تلاش خود تحزب را در ایران پایه‌گذاری کردند. در مساله مدیریت نظام در سال‌های 56 و 57، مطهری و بهشتی دو رکن نظام بودند و در زیر سایه‌ی رهبری امام خمینی (ره)، مدیریت اسلامی را با یاران خود در جامعه اجرا کردند. در رابطه با بعد از پیروزی انقلاب و حکومت و قوه قضاییه و مساله حزب جمهوری اسلامی و مساله مربوط به بحث وگفتگو و آزاداندیشی که شهید بهشتی با حضور در مصاحبه‌ها و گفتگو و مناظره با سران حزب توده و پیمان و دیگران برتری اندیشه‌ی اسلامی را در جامعه تبیین کرد و توده‌ی مردم نیز با مشاهده آزادی و هم‌اندیشی اسلامی به آن گرایش پیدا می کردند. در خصوص نقش دکتر بهشتی در انجام فعالیتهای سیاسی، همین بس که ایشان در مورد تحزب سه روز قبل از شهادت خود می گفتند ما همچنان بر ایجاد یک تشکل اسلامی پافشاری داریم بشرط آنکه اولاً این تشکل الهه و بت نشود زیرا گاهی تشکل برای انسان بت می‌شود و آن را می‌پرستد که این آفت حزب‌گرایی است. دوم اینکه این تشکل لهو، نشود. اسباب بازیچه و سرگرمی نشود بعضیها حزب بازی می‌کنند و سوم اینکه این تشکل لغو نشود چراکه این تشکل باید در خدمت خودسازی و دیگرسازی و در خدمت جامعه و مردم قرار بگیرد و اگر بدرد نخورد لغو می‌شود و چیز لغو بهتر است در جامعه‌ی ایمانی اسلامی نباشد.

مدیریت سیاسی و این نوع نگاه آیت الله بهشتی به فعالیت سیاسی چه تاثیراتی را بر انقلاب اسلامی داشت؟

در روزگاری که نفاق در جامعه بیداد می‌کرد و غرب و غربزدگی به همراه تفکر مارکسیستی و چپ‌زدگی و فرهنگ لیبرالیستی و فرهنگهای فاشیستی و غیره به شدت فعالیت می‌کردند، ایجاد فضای سالم فرهنگی بر پایه مبانی اصیل اسلامی و دینی فقط و فقط از کسانی مانند مرحوم شهید بهشتی و مطهری و برخی یاران و شاگردان امام امت (ره) برمی‌آمد که در شکل‌گیری انقلاب و نهادهای انقلابی و مدیریت سیاسی اسلامی خود و ایجاد دستگاههای حکومتی وقانون اساسی براساس قوانین مترقی اسلام، اجازه دیکتاتوری را به هیچ کس نمی‌داد. در تمام طول این مدت همه‌گونه آدمها بوده‌اند آدمهای چپ‌گرا، راست‌گرا، لیبرالی، اصلاح‌طلب و جامعه‌ی مدنی؛ آنچه که اجازه خروج آنها از مسیر انقلاب را نداده است و تاب تحمیل دیکتاتوریهای ناخواسته و یا خواسته را بر جامعه برنیاورده است، قانون اساسی و ولایت فقیه عادل بوده است. شهید مطهری در دوران قبل از پیروزی انقلاب و شهید بهشتی بعد از انقلاب و در خبرگان قانون اساسی تاثیر بسزایی در حفاظت از قانون اساسی و ولایت فقیه داشتند.

آقای دکتر بادامچیان با همه این خصوصیاتی که برای شهید بهشتی برشمردید مشخص شد که شهید بهشتی وزنه‌ای برای انقلاب بود و دشمنان به خوبی این موضوع را درک کردند و برای جلوگیری از ادامه این خدمات ارزشمند این بزرگوار و همسنگرانی همچون شهید مطهری و دیگران دست به ترور آنها زدند حال این سوال مطرح است که آیا حادثه هفتم تیر و شهادت دکتر بهشتی و هفتاد و دو تن از یاران انقلاب و امام (ره) پیامدهایی برای انقلاب داشت یا نه؟ اگر ثمراتی برآن مترتب است آنها را بیان کنید.

بله مطمئناً دشمنان خوب توانستند این شخصیت‌ها را بشناسد و آنها را مورد هجمه‌های خود قرار دهند که دلیل آن هم چیزی نبود جز اینکه در زمانی که بهشتی به حدی رسید که بعد از امام محور امور اجرایی کشور شود و استاد مطهری به عنوان محور عقیدتی جامعه مطرح شود، استکبار جهانی ابتدا مطهری و بعد بهشتی را شهید کرد و هنگای که با فعالیت شهید مفتح در دانشگاهها مواجه شد به ترور او دست خود را آلود. همچنین ساده‌زیستی، صلابت و صداقت که سرلوحه‌ی کار رئیس جمهوری مانند رجایی بود و او دارای کابینه‌ای تمام مردمی شد، دشمنان او را از میان برداشتند. عظمت بهشتی و خط فکری او به خوبی در جامعه نهادینه شده بود و این امر موجب تحریک مخالفان اسلام و شهادت بهشتی و هفتاد و دوتن از یاران امام و انقلاب شد. دشمنان اسلام نقشه‌ی خود را بسیار دقیق و با همکاری امریکا، مستکبرین جهانی و گروهکهای داخلی طراحی کرده بودند. پس از حادثه هفتم تیر دشمنان از این کار پشیمان شدند چرا که اگر بهشتی شهید شد افکار و خط و کتب بهشتی در کشور ما نهادینه شد و خون پاک بهشتی او را جاودانه ساخت. شهادت دکتر بهشتی و 72 تن از یارانش خط سیاسی انقلاب را تثبیت کرد. بعد از بهشتی این مساله مطرح شد که اگر کسی قصد دارد که کار کند و افکار خود را اشاعه دهند مجبور است از افکار