شیفتگان خدمت
  
 معرفی شهید مظلوم آیت الله بهشتی.بعضی از مطالب جامع می باشد تا عزیزان برای تحقیق درباره ایشان منبعی هر چند کوچک داشته باشند.
 
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 
گذشته ها

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
دوشنبه 16 بهمن ماه سال 1385
اصولگرا مثل بهشتی

 

اصولگرا مثل بهشتی
صدای سیدمحمد حسینی بهشتی با آن طنین نافذ و دلنشینش هنوز هم در گوش و جان تازه است. «من تلخی برخورد صادقانه را بر شیرینی رفتار مجامله آمیز و منافقانه ترجیح می دهم». شاید ماجرا از این همین جا آغاز شد. شاید هم آنجا که حساب خود را با احزاب و گروهک های سیاست زده و قدرت محور جدا کرد و گفت «ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت». سازمان مجاهدین خلق و دفتر هماهنگی بنی صدر و مطبوعات و جریان های همسو که بعدها از آغوش رژیم های صدام و آمریکا و فرانسه و اسرائیل سر درآوردند، می گفتند او هم مرتجع است و هم لیبرال! می گفتند حامی سرمایه داری است، آدم آمریکاست. اما او در دفاع از ملت انقلابی و مظلوم خویش با همان صدای دلنشین و نافذش گفته بود آقای ریگان! بشنو صدای ملت ایران را... ای آمریکا، از ملت ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر.
پس هم مغضوب منافقین التقاطی شد که تاب مرزبندی و روشنگری های او را نداشتند، هم منفور قدرت پرستان و سیاست زدگان که نرخ و بازار و مشروعیتشان را برهم زده بود و هم مورد کینه لیبرال سرمایه داری حاکم در آمریکا که بهشتی را خار چشم و سد راه می یافت. و این ها همه کم جرمی نبود همچنان که بهای بهشت بود برای سیدمحمد حسینی بهشتی.
او اصولگرا بود و این جرم کوچکی نبود در نگاه جماعت فرصت طلب لاابالی. اما فرقه ای و متعصب نبود و هم از این رو قطب جاذبه بود در آشفته بازار پرهیاهوی ایدئولوژی ها و گروهک بازی ها؛ این هم جرمی دیگر! از نگاه آنها بهشتی چه حق داشت با منطق استوار و نرم و نافذ خویش دست جریان های نفاق را رو کند. بهشتی خونش به هزار و یک دلیل مباح شد و یک دلیل آن که معتقد به کار تشکیلاتی بود و متبحر در این امر. او با شعار جاذبه حداکثری و دافعه در حد ضرورت، می کوشید به جبهه یاران انقلاب سازمان دهد و از پراکندگی میان آنها بکاهد. و البته متخصص بود در آسیب شناسی تشکل و سازمان، تا آنجا که فهرست می کرد به دقت که چرا جریانی به نفاق و انحراف کشیده می شود یا از هم می پاشد.
بهشتی تئوریسین و نظریه پرداز هم بود. در کنار فقاهت و دین شناسی، نسبت به کمونیسم و لیبرال -دموکراسی اشراف کامل داشت و درحالی که با همتی بلند می کوشید خلأهای تئوریک و برنامه ای را پر کند، چون دیدبانی با افق دید بلند، مراقب بود التقاطی گری بلای جان نظریه ها و برنامه های انقلاب نشود؛ این هم یک جرم دیگر!
اما شاید جرم بزرگ او ایمانش بود که معصوم علیه السلام فرمود «از فراست مومن برحذر باشید که او با نور خدا می نگرد». بهشتی مؤمن بود و تیزبین و زیرک. سرش کلاه نمی رفت. نه می شد خامش کرد و در او رخنه جست و از وی پلی برای نفوذ و انحراف و انحطاط نظام ساخت و نه اهل سازش و مجامله بود که بشود با او کنار آمد و معامله ترتیب داد، چیزی داد و چیزی ستاند. بلد نبود معامله و زدوبند کند یا لااقل دم فرو بندد و پته لیبرال ها و چپ های آمریکایی را روی آب نریزد. شد خار چشم، چون نؤمن ببعض و نکفر ببعض نبود.
جمجمه اش را به فرموده مولای عدالت خواهش علی علیه السلام به خدا سپرده بود، چشم دوخته در کرانه سپاه مهاجمی که شبیخون و پاتک پنهان آغاز کرده بود. از جای نلغزید، استوارتر از کوه ها. چاره ای نبود، ترور شخصیت علیه بهشتی جواب نداده بود. او با همین نرمخویی و صبر و تحمل و تواضع، لج آمریکا و طیف های منافقین را درآورده بود. کفری بودند و عصبانی مخصوصاً که به جای خود از حق دفاع می کرد. رگ گردنش متورم بود اما فقط برای حق و عدالت.
یاران نزدیکش از او می پرسیدند چرا از خودت دفاع نمی کنی، پاسخ می داد «این آیه قرآن را خوانده ای؛ ان ّالله یدافع عن الذین امنوا. خداوند در این آیه یک وظیفه برای ما مقرر کرده و یک وظیفه برای خودش. آن وظیفه ای که برای ما بیان فرموده این است که حرکت ما باید از جوهره ایمان سرشار باشد. وظیفه ای که برای خودش مقرر کرده این است که اگر دید عمل ما توأم با ایمان است، از ما دفاع کند.»
بهشتی گناه بزرگش این بود که قرآن می خواند و در جان می نشاند. صدایش با همان نفوذ و دلنشینی هنوز در پژواک است که آیات آغازین سوره عنکبوت را- همان سوره ای که خداوند تدبیر و عمل دنیازدگان را به خانه سست عنکبوت تشبیه می کند- می خواند؛ «احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون. آیا مردم می پندارند واگذاشته شده اند که بگویند ایمان آوردیم و امتحان نشوند؟». منطق قرآنی بهشتی، منطق تعبد و صبر و استواری در برابر ابتلا و فتنه هایی بود که مؤمن را از منافق و صادق را از دروغ مسلک باز می شناساند... حالا بهشتی با قرآن یکی شده بود، سنگ محک شده بود برای جدا کردن زرناب از طلای قلابی. آینه خوب و بد شده بود. آینه را باید می شکستند، غافل از آن که هزار تکه می شود و بیشتر می نمایاند. خواستند انتقام بگیرند اما بهشتی و خطی که او به پیروی از حضرت امام خمینی درصدد تبیین و تحکیمش بود، شفاف تر و ماندگارتر شد. او فدیه ای شد برای پراندن خواب از سر خواب زدگان. و متجسد و نمایان کردن جریان سیال و ناپیدای نفاق. آن راست قامت- که به تنهایی یک امت بود برای ملت ما- همچنان که گفته بود، جاودانه تاریخ ماند. اگرچه مظلوم زیست و مظلوم مرد، خار چشم دشمنان شد. به تعبیر حضرت امام «آنچه که من راجع به ایشان متأثر هستم و شهادت ایشان در مقابل او ناچیز است، مظلومیت ایشان در این کشور بود. مخالفین انقلاب، افرادی که بیشتر متعهدند، مؤثر در انقلابند، آنها را بیشتر مورد هدف قرار داده اند».
بهشتی شخص نیست، شخصیت است، شاخص و تراز است؛ تراز جبهه بزرگ اصولگرایی (تمام اصحاب انقلاب) در برابر جبهه ماتریالیسم و جریان سکولار- لیبرال. بهشتی تکلیفش با ولایت، دیانت، عدالت، خدمتگزاری به مردم و استکبار روشن بود. آیا همه اصحاب انقلاب هم تکلیفشان روشن است؟ در این 25 سالی که از شهادت بهشتی می گذرد، دشمنان همواره در حال انتقام کشیدن از «شخصیت» بهشتی بوده اند، هر مقطعی به بهانه ای. یک روز در ماجرای آقای منتظری، روز دیگر با تلاش برای مصادره رأی ملت در حماسه دوم خرداد، روز بعدی در قصه 27 خرداد و سوم تیر از طریق ایجاد قطب بندی بین اصحاب انقلاب. روزی با تقابل سطحی چپ و راست، و روزی تحت عنوان اصلاح طلب و اصولگرا، روحانیون و روحانیت و... امروز با تقسیم بندی معتدل و افراطی، دموکرات و اقتدارگرا. تا کی باید از میان نیروهای انقلاب یارگیری یا در آنها نفوذ کنند و به بدگمانی و نزاع برادران دامن بزنند و فرصت ها بسوزانند و در خلوت، پوزخند بزنند؟!
حتماً نیازمند بازخوانی حوادث 25 سال گذشته هستیم که چه شد به موازات اینکه چپ و راست ضدانقلاب (نهضت آزادی، منافقین و دیگران) به همسویی و ائتلاف و پیوند می رسیدند و از چپ و راست به اصطلاح اسلامی- اما در عمل استحاله نشده- یارگیری می کردند تا در عمق جمهوری اسلامی نفوذ کنند، نیروهای انقلابی از هم فاصله می گرفتند. روزی حزب جمهوری اسلامی به اختلاف می گرائید، روز دیگر سازمان مجاهدین انقلاب و دیگر روز، جریان های روحانی و دانشگاهی و دانشجویی.
امروز البته مثل آن روزها نیست. جریان انقلاب در برابر تندبادها به سلامت عبور کرده و مقتدرتر از همیشه شده است، آن قدر مقتدرتر که مطبوعات کینه توز در آمریکا و اروپا شهادت می دهند ایران قدرت خاورمیانه است و جریان سازی های موازی در آن برای فروپاشی از درون به انحطاط گرائیده است.
در چنین دورانی که عصر شکوفایی انقلاب است و عرصه فتح سنگرهای کلیدی در دنیا برای تحقق آرمان های انسانی و اسلامی فراهم است، جفا و بد سلیقگی خواهد بود که از میان یاران انقلاب دست در همان سوراخ مارهایی بکنند که بارها از آن سوراخ ها، خود یا یارانشان گزیده شده اند.
نکند خدای نکرده شریک خیانت قاتلان بهشتی مظلوم باشیم و مظلومیت بهشتی را زنده کنیم. چاره چیست؟ بازی نکردن در زمینی که خصم می چیند. چاره چیست؟ تقوا ورزیدن و به خاطر آرمان ها و افق های بلند از خودخواهی ها و تمنیات و توقعات شخصی- ولو بحق- با شکیبایی در گذشتن، و تلخی برخورد صادقانه را بر شیرینی برخورد مجامله آمیز و منافقانه ترجیح دادن.


 
دوشنبه 16 بهمن ماه سال 1385
گزارش تصویری تاریخ انقلاب اسلامی

امام آمد

گزارش تصویری تاریخ انقلاب اسلامی

 


آب زنید راه را هین که نگار می رسد
مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد


پایگاه اینترنتی مرکز اسناد انقلاب اسلامی، در ایام الله دهه فجر هر روز گزارشی تصویری از تاریخ انقلاب اسلامی ارائه می کند.





وحدت کلمه، لله بودن این پیروزی را به شما داده تا حالا. این وحدت کلمه را حفظ کنید
57/11/1



من مصمم هستم که از پا ننشینم تا دستگاه فاسد را به جای خود بنشانم و یا در پیشگاه مقدس حق تعالی با عذر وفود کنم
اردیبهشت 1342




من خادم شما و مملکت هستم. آمده ام که بزرگواری شما را حفظ کنم
57/12/9





معنویت غلبه کرد بر مادیت، خدا غلبه کرد بر شیطان و غلبه دارد بر شیطان
58/4/20




من از عواطف طبقات مختلف ملت تشکر می کنم. عواطف ملت ایران به دوش من بارگرانی است که نمی توانم جبران کنم
57/11/12




خون شهیدان ما امتداد خون پاک شهیدان کربلاست و اربعین اخیر برادران ما، بازتاب اربعین آن دلاوران می باشد. خون طاهر آنان به حکومت طاغوتی یزید خاتمه داد و خون پاک اینان سلطنت طاغوتی را به هم پیچید.
57/10/26


من دولت تعیین می کنم، من تو دهن این دولت می زنم، من دولت تعیین میکنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم
57/11/12




ولایت فقیه برای شما یک هدیه الهی است
58/8/9





ما در این مدت مصیبت ها دیده ایم، مصیبت های بسیار بزرگ و بعضی پیروزها حاصل شد که البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل های پدر از دست داده.
من وقتی چشمم به بعضی از اینها که اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود که نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات که بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشکر از این ملت بکنم که همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارک و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید.
57/11/12




این قدرت الهی بود که طاغوت را شکست
57/11/30





منبع: سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی  http://www.irdc.ir


 
دوشنبه 16 بهمن ماه سال 1385
انتصاب مهندس بازرگان به نخست وزیری دولت موقت

انتصاب مهندس بازرگان به نخست وزیری دولت موقت

16 بهمن 1357

چکیده: روز 16بهمن مراسمی در مدرسه علوی برگزار شد و حکم نخست وزیری مهندس بازرگان به او اعطا شد

روز یکشنبه 15 بهمن سال 1357امام خمینی طی حکمی مهندس مهدی بازرگان را به عنوان نخست وزیر دولت تعیین کرد.

پس از خروج شاه در 26 دی 1357 و کسب رای اعتماد کابینه بختیار از مجلسین، امام خمینی نخستین ضربه را بر کابینه بختیار وارد کردند و به تمامی کارکنان اعتصابی دولت دستور دادند وزرای غیرقانونی را به وزارتخانه ها راه ندهند، این اقدام بختیار را به شدت مستاصل و تضعیف کرد. دومین ضربه نیز ورود امام به ایران بود که با وجود مخالفت های بختیار بالاخره در روز 12 بهمن انجام شد. سومین ضربه بر جسد نیمه جان کابینه غیرقانونی، سخنرانی امام در بهشت زهرا بود که در فرازی پرشور از سخنان خود وعده دادند که: «من دولت تعیین می کنم، من توی دهن این دولت می زنم». 2روز بعد (شامگاه 14 بهمن) جلسه مهمی با حضور اعضای شورای انقلاب اسلامی در اقامتگاه امام در دبستان علوی شماره 2 در خیابان عین الدوله ایران برگزار شد و تا ساعت 11 شب ادامه داشت.
در این جلسه مهندس بازرگان به عنوان نخست وزیر تعیین شد و حکم وی که تاریخ 6 ربیع الاول 1399 [15 بهمن 57] را بر پیشانی داشت صادر شد.
روز 16بهمن مراسمی در آمفی تئاتر مدرسه علوی برگزار شد و حکم نخست وزیری به او اعطا شد. این مراسم ساعت 5:30 بعد از ظهر با حضور جمع زیادی از خبرنگاران داخلی و خارجی با سخنان امام آغاز شد. امام در بخشی از سخنان خود تاکید کردند که انتخاب مهندس بازرگان به پیشنهاد و نظر شورای انقلاب بوده است: ایشان وزرای خود را تعیین می کنند و به ما معرفی می کنند تا شورای انقلاب ما که پیشنهادش و نظرش این بود که ایشان رئیس دولت باشد وزرای شان را بررسی می کنند و ان شاءالله مسائل به طور سهل و خوبی انجام بگیرد. امام سپس تلویحا بختیار را از مخالفت با دولت موقت بر حذر داشتند. پس از پایان سخنان امام، حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی متن فرمان نخست وزیری بازرگان را قرائت کرد. در این پیام آمده بود: «بنا به پیشنهاد شورای انقلاب، جناب عالی را بدون در نظر گرفتن روابط حزبی و بستگی به گروهی خاص مامور تشکیل دولت موقت می نمایم». در آن حکم وظایف دولت موقت نیز مشخص شده بود: اداره مملکت، برگزاری رفراندوم تغییر نظام کشور، تشکیل مجلس خبرگان برای تصویب قانون اساسی و برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی.
سپس مهندس بازرگان پس از حمد الهی از امام و مردم سپاسگزاری کرد و مسوولیت خویش را عظیم ترین وظیفه ای دانست که در طول 72 سال عمر مشروطه به کسی داده شده است.
پس از سخنان بازرگان، بار دیگر امام رشته سخن را به دست گرفتند و از مردم خواستند با انجام تظاهرات، نظر خود را پیرامون دولت بازرگان اعلام کنند. سپس امام به 3سوال خبرنگاران پیرامون موضعگیری ارتش و بختیار و قانون اساسی مشروطه پاسخ دادند. از صبح سه شنبه 17 بهمن ماه بازرگان به محل کمیته استقبال از امام خمینی (نقل مکان کرد و تا شب با انتقال وسایل ضروری زندگی از منزل خود به مدرسه علوی عملا در آن 2مکان استقرار یافت.
به دنبال درخواست امام، از صبح سه شنبه 17 بهمن ماه موجب تظاهرات مردمی در حمایت از مهندس بازرگان تهران و شهرستان ها را در بر گرفت و جامعه روحانیت روز پنجشنبه 19 بهمن را برای راهپیمایی بزرگ تعیین کرد و در آن روز میلیون ها ایران با حضوری بی سابقه، به دولت منصوب امام رای اعتماد دادند. با سقوط رژیم شاهنشاهی در 22 بهمن به تدریج کابینه بازرگان تکمیل و مستقر شد ولیکن با گذشت زمان، فاصله میان آن دولت و آرمان های مردم رخ نمود تا پس از 9 ماه سرانجام در 15 آبان 1358 با تسخیر لانه جاسوسی مهندس بازرگان استعفا داد و کنار رفت و کسانی همچون دکتر مصطفی چمران با بیان این که امام را تنها نمی گذاریم از استعفا خودداری کردند و در خدمت انقلاب باقی ماندند.

متن حکم نخست وزیری دولت موقت که توسط حجت الاسلام رفسنجانی قرائت گردید
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای مهندس مهدی بازرگان
بنا به پیشنهاد شورای انقلاب، بر حسب حق شرعی و حق قانونی ناشی از آرای اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که طی اجتماعات عظیم و تظاهرات وسیع و متعدد در سراسر ایران نسبت به رهبری جنبش ابراز شده است و به موجب اعتمادی که به ایمان راسخ شما به مکتب مقدس اسلام و اطلاعی که از سوابقتان در مبارزات اسلامی و ملی دارم، جنابعالی را بدون در نظر گرفتن روابط و حزبی بستگی به گروهی خاص، مامور تشکیل دولت موقت می نمایم تا ترتیب اداره امور مملکت و خصوصا انجام رفراندوم و رجوع به آرای عمومی ملت درباره تغییر نظام سیاسی کشور به جمهوری اسلامی و تشکیل مجلس موسسان از منتخبین مردم جهت تصویب قانون اساسی نظام جدید و انتخاب مجلس نمایندگان ملت بر طبق قانون اساسی جدید را بدهید. مقتضی است که اعضای دولت موقت را هر چه زودتر با توجه به شرایطی که مشخص نموده ام تعیین و معرفی نمائید. کارمندان دولت و ارتش و افراد ملت با دولت موقت شما همکاری کامل نموده و رعایت انضباط را برای وصول به اهداف مقدس انقلاب و سامان یافتن امور کشور خواهند نمود. موفقیت شما و دولت موقت را در این مرحله حساس تاریخی از خداوند متعال مسئلت می نمایم.
روح الله الموسوی الخمینی


سپس امام امت سخنان کوتاهی ایراد فرمودند بدین مضمون:
بسم الله الرحمن الرحیم
من بعد از تشکر از ملت ایران که در این مدت های طولانی رنج و زحمت برده اند و با دادن خون خودشان، برای اسلام خدمت کردند، مطلبی را که می خواهم به عرض ملت برسانم این است که نظر خودشان را راجع به دولت آقای مهندس بازرگان که الان یک دولت شرعی اسلامی است اعلام کنند، هم بوسیله مطبوعات و هم به تظاهرات آرام در شهرها و در دهات و در هر جایی که مسلمان هست، نظر خودشان را راجع به دولت اسلامی آقای مهندس مهدی بازرگان اظهار کنند.
پس از فرمایشات فوق، امام خمینی در پاسخ به سوال های خبرنگاران داخلی و خارجی حاضر در جلسه، چنین فرمودند:
سوال: حضرت آیت الله فرموده اید که کسانی که این دولت را نپذیرند، اطاعت نکنند، تنبه می دهم که آنها مجازات سخت خواهند شد. اگر ارتش نپذیرند، چه پیش بینی می کنید و چه خواهید کرد
جواب: ارتش چنین عملی را نخواهد کرد و اگر چنانچه بکند، اولا از طرف خدا مجازات خواهد شد و ثانیا در مواقع مقتضی، جزائی را که قانون اسلام تعیین کرده است اجرا می کنیم و از حالا هم اگر خدای نخواسته چنین کردند اعلام می کنیم.
سوال: حضرت آیت الله.. با توجه به تماس نزدیک که با آقای مهندس بازرگان و.. داشتند و همچنین با آقای بختیار، آیا بختیار چه موضعی در برابر اعلام این جمهوری اسلامی خواهد داشت یا دارد و همچنین چه عکس العملی یا موضعی در برابر این امر خواهد داشت یا دارد
جواب: اگر هر دو عاقل باشند و علاقه به مملکت داشته باشند، باید مصلح باشند و اگر خائن باشند و بخواهند به مملکت خیانت بکنند، این امرش با خودشان نیست.
سوال: آیا به نظر حضرتعالی، قانون اساسی 1906 غیرقانونی است یا اینکه، این قانون اساسی 1906 می تواند چهار چوبی باشد برای دوره انتقالی
جواب: این قانون غیر از بسیاری از موادش که به زور در او وارد شده است، تا ملت رای بر خلاف نداده است، به قوت خودش باقی است.

http://www.irdc.ir

 

 

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 40044


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها