شیفتگان خدمت
  
 معرفی شهید مظلوم آیت الله بهشتی.بعضی از مطالب جامع می باشد تا عزیزان برای تحقیق درباره ایشان منبعی هر چند کوچک داشته باشند.
 
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 
گذشته ها

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
یکشنبه 24 دی ماه سال 1385
گزیده‌ای از سخنان شهید آیت الله دکتر بهشتی
گزیده‌ای از سخنان شهید آیت الله دکتر بهشتی
 
- این قانون اساسی را به عنوان مبنای هرگونه حرکت و وحدت بشناسید و مورد احترام و عمل قراردهید، مردم ایران کمترین بی‌اعتنایی به قانون اساسی خود را تحمل نکنند، در جامعه‌ای که به قانون اساسی مصوب آن ملت بی‌اعتنایی شود، این خطر وجود دارد که مجددا استبدادها و دیکتاتوریها در شکلهای جدید و یا ظاهرهای زیبای فریبنده در افق ایران آزاد شده رخ بنماید و آزادی ، استقلال و مردمی بودن این نظام را به خطر افکند.

- هر فرد و هرگروه با استنباطی که از وحی الهی دارد،به سوی خیرات و نیکی‌ها بشتابد.

- جامعه‌ای که درآن گروهی سیر و گروهی گرسنه باشند ، جامعه اسلامی نیست.

- خطر برای انقلاب اینجاست که مردم می‌بینند انقلاب شده، مسکن ندارند و مقدمات زندگیشان را نمی‌توانند فراهم کنند. ما را از آن طرف مرزها نترسانید که درآنجا خطری نیست، خطر واقعی اینجاست. لذا می‌خواهند شما را از خطر واقعی غافل کرده و از خطر خیالی بترسانند.

- مگر دریک جامعه اسلامی به هر صاحب نظری می‌شود حق داد خود و مقلدین او درباره مسائل اجتماعی آنطور تصمیم بگیرند که آنها تشخیص می‌دهند و مگر هرج و مرج غیر از این است؟ کیست که بتواند بگوید اسلام یاتشیع آیین هرج و مرج است.

- می‌گویند: روحانیت برود کنار ، روحانیت از سیاست جداست! درحالی که هرگز چنین نیست ما یک اسلام و یک امت اسلامی داریم که منسجم و همه‌اش باهم یکی است. آهنگ واقعی توحید همین است.

- باید مجلس برای زندگی شرافتمندانه و پرسعادت اقلیتهای مذهبی کار موثری انجام دهد.

- ماباید انسانهای جامعه‌مان را از تنگناهای مصنوعی اقتصادی آزاد کنیم. امروز دراین جامعه ، تنگناهای مصنوعی اقتصادی ، برای روستائیان ، کارگران ، کارمندان جزء دولت و آموزگاران ، معلمان و برای بسیاری از افراد دیگر به شکل بازدارنده و سرگرم‌کننده درآمده و نمی‌گذارد آنها و خانواده هایشان فارغ البال از این نیازهای اولیه درمسیرکمال قرارگیرند، لذا باید این تنگناها را از بین ببریم.

- امروز زن می‌تواند پوشیده ، باعفت ، پاکدامن ، عزیز ، سرافراز ، سربلند ، سرشار از عشق و شور ایمان به خدا ، ایمان به مکتب ، ایمان به مسوولیت درخانواده و درمحل کار درمبارزات اجتماعی ، شرکت فعال داشته باشد.

- حتی درجنگ با دشمن هم ازدروغ و تهمت وفریب ونیرنگ باید پرهیزکرد.

- اگر باهمت یک یک شما تولید داخلی بالا نرود ومصرف روزانه داخلی پائین نیاید ، دیریا زود دشمنان شما و دشمنان آزادی و استقلال و آیین شما می توانند شما را در معرض تهدید اقتصادی قرار بدهند.

- اگر میزان صدور نفت را افزایش دهیم ، بیست سال دیگر فرزندان ما چه باید بکنند؟ چه عجله‌ای هست برای اینکه این ثروت خداداد نسلها را بااین سرعت خرج بکنیم ؟

- هیچ کس دراین کشور با هیچ روزنامه‌ای خصومت ندارد... چاپ شود ولی به شرط اینکه این روزنامه‌ها عامل توطئه بر ضد انقلاب و رهبری آن و همه نهادهای انقلابی ما نباشند.

- کسانی که خواهان خدمت در سمت زمامداری امتند باید نخست وضع خود و خانواده خود را از نظر سطح زندگی روشن کنند . اگر آماده آن هستند که در سطح کم درآمدترین مردمی که در قلمرو زمامداری آنهایند، زندگی کنند دراین راه گام بردارند وگرنه ، نه .

- شما در مسائل فردی آزادید و می‌توانید از هر مجتهد عادل برجسته که به نظر شما بهترین مجتهد است تقلید کنید ، اما در مسائل اجتماعی فقط یک مقام در جامعه حق اظهار نظر دارد و جامعه باید یک مقام و مرجع و ملجا را به رسمیت بشناسد .

- با کمال صراحت و صداقت به شما خواهران و برادران اعلان می‌دارم که آینده انقلاب اسلامی ایران ، آینده‌ای است بسیار روشن ، من شخصا افق را بسیار روشن می‌یابم و درمقابل شایعه سازانی که مرتب اعلام خطر می‌کنند و می نویسند خطر نزدیک است و تا تیتر درشت آن را در روزنامه‌ها چاپ می کنند، به شما اعلام می‌کنیم خطر اصلا نزدیک نیست ! این کسانی را که به عنوان خطر به رخ شما می‌کشانند نیز این‌ها برای انقلاب شما خطر نیستند.

- برادرها و خواهرها بدانید شما ملت انقلابی ایران امروز یک شانس دارید . نشان دادن یک الگو و نمونه جدید که دنیا دنبال آن می‌گردد ، باور کنید که خود غربیها از نظام حاکم برغرب خسته شده‌اند.

- درجمهوری اسلامی ، حکومت و قدرت برای خدمت است و تنها حکومت و قدرتی که در جهت خدمت خالصانه به مردم باشد مشروعیت دارد.

 
یکشنبه 24 دی ماه سال 1385
شهید بهشتی و ایجاد تشکیلات نوین قضایی

 

درهفتم تیر  که پشت سر نهادیم هم صاحبان اندیشه از حادثه هفتم تیر سال شصت، شهیدان گرانقدر آن، و بویژه شخصیت جامع الاطراف شهید مظلوم آیت الله بهشتی سخن گفتند، و هم مسئولان دستگاه قضایی در مصاحبه های متعدد به ارائه آمار و نتایج عملکردشان پرداختند. اما گذشتن از روز هفتم تیر و پایان گرفتن هفته قوه قضائیه هر سال، لحظه آغاز مجدد پرسش ها و دغدغه های همه آنهایی است که انقلاب و نظام اسلامی را از جان عزیزتر می دارند همچنان که کلام بلند رهبر فرزانه انقلاب دردیدار مشترک مسئولان دستگاه قضایی و خانواده های شهیدان هفتم تیرمبنی بر اینکه « قوه قضائیه باید مرجعی اطمینان بخش برای آحاد مردم و نقطه امید و جلوه گاه عدالت برای مظلومان باشد» انتظارشان را از این دستگاه حساس و ارزشمند بالاتر می برد. این انتظارات برحق نسبتی مستقیم با شخصیت، عملکرد و برنامه های «معمار حقیقی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی»- شهید بهشتی- دارد. حرکت در مسیری که آن شهید بزرگوار در دوره تصدی ریاست دیوان عالی کشور برای سیستم قضایی طراحی کرد، شاخص میزان توفیق خدمتگزاران این عرصه است و معلوم می کند تا چه حد از عهده برآوردن این خواسته جدی رهبر معظم انقلاب برآمده اند: «باید همواره به دستگاه قضایی در میان مردم به عنوان یک حکم عادل، منصف، تیزبین و هوشیار نگریسته شود.»
امام خمینی«ره» در حکم انتصاب آیت الله بهشتی به ریاست دیوان عالی کشور (چهارم اسفند 58) بر «ضرورت ایجاد تشکیلات نوین قضایی براساس تعالیم مقدس اسلام» تأکید ورزیدند و آن شهید عزیز هم با علم به مشکلات فراوان پیش رو، پا در راه اجرای فرمان رهبر فقید انقلاب گذاشت. شهیدبهشتی دو سه روز پس از تصدی ریاست دیوان عالی کشور در جمع قضات و کارکنان دادگستری گفت: «قوانین و مقررات عادلانه و هماهنگ، تشکیلات و سازمان پویا و متحرک و منظم نه دست و پا گیر، انضباط و دقت کافی در عین حفظ جو برادری و برابری، سرعت رسیدگی به مشکلات و شکایات و نابسامانی ها در عین حفظ قدرت. اینها آن اضدادی است که باید در قوه قضائیه جمع کنیم؛ جمع شدنی است اما نه به آسانی بلکه دشوار...».
رضایت عموم مردم از عملکرد دادگستری حتی در اموری نظیر نوبت رسیدگی پرونده ها، ملاک روشنی بود که رئیس شهید دیوان عالی کشور برای ادامه حیات و فعالیت آن در نظر داشت، چنانکه در جمع کارکنان دادگستری استان فارس به تصریح مورد اشاره قرار داده بود: «این چه وضعی است که هر جا می روم می گویند پرونده ها نوبتش پنج ماه و شش ماه دیگر است؟ اگر بیش از این مردم از دادگستری ناراضی باشند، کل دادگستری در معرض این خطر است که با یک ماده واحده منحل شود» (19/2/59).
در همان حال نارضایتی مخالفان بیرونی و داخلی احکام اسلام کمترین تأثیری در اراده بلند این عالم روشنفکر دینی نداشت. شاید به جرئت بتوان ادعا کرد طی دوران چند ساله مظلومیت و ترور شخصیت شهید بهشتی، او در کمتر موردی به اندازه زمان ارائه لایحه معروف قصاص در معرض هجوم تیرهای مسموم تهمت و افترا قرار گرفت و در برابر، با قاطعیت و متانت به دفاع مستدل و منطقی از پایبندی به احکام قضایی اسلام پرداخت. او در مصاحبه ای مطبوعاتی به شبهه افکنی های برخی مدعیان علم حقوق علیه لایحه قصاص چنین پاسخ داد: «صریحا می گوییم نظام حقوق مدنی و جزایی جمهوری اسلامی ما برپایه تعالیم اسلام خواهد بود. به اجتهاد زنده و پویا در زمینه قوانین و مقررات سخت معتقدیم اما آن اجتهاد زنده و پویایی که با شناخت فقه اسلامی انجام پذیرد، نه آنچه دیگران با معلومات سطحی از فقه اسلامی درباره جهان بینی و معارف اسلام بسازند و بپردازند.» (هفتم اسفند 59). و درپاسخ این که لایحه قصاص شاید موجب قطع رابطه سیاسی و حقوقی خارجیان با کشور شود، گفت: «تاکید می کنیم ما درپی ایجاد نظام پیشرفته و نوین اسلامی هستیم و به خوشامد این و آن نباید توجه داشته باشیم. اسلام به ما یاد داده درپی رضای خدا و حمایت از محرومان باشیم» (خرداد 60).
پافشاری قاطعانه و بی پروای شهید بهشتی بر اجرای دقیق احکام اسلام، حرکت بر مدار رضایت عامه مردم، و بی اعتنایی به جوسازی های دیگران، از آن رو بود که او در مقام یک مدیر عالی رتبه دستگاه قضا مبانی روشن و کاربردی از عدالت اسلامی را در دست داشت و به تناسب به بیان آنها می پرداخت: «بالاترین انتظار مردم از این انقلاب، استقرار حق و عدل اسلام است... در جمهوری اسلامی هیچکس نباید مجبور باشد که کارخودش را به مزد ناچیزی بفروشد... در عین حال که به مالکیت شخصی و آثار مشروع آن و گسترش دامنه بخش خصوصی در نظام اقتصادی اعتقاد داریم، معتقدیم وضع موجود و این فاصله فراوان درآمدها و زندگی ها با عدل اسلامی سازگار نیست... عدل باید تجلی کند در روابط اجتماعی ما...».
رهبر فرزانه انقلاب که بیشترین قرابت روحی و فکری را با شهید بهشتی دارند در دیدار اخیرشان با مسئولان دستگاه قضایی به اتکاء همین نوع مبانی عینی برخورد قاطع با تخلفات و حتی حساس بودن به شبهه تخلف در این قوه را مورد تأکید قرار دادند و خاطرنشان کردند: «اگر دستگاه قضایی وظیفه خود را به صورت کامل و صحیح انجام دهد، دیگر دستگاه ها نیز مجبور به حرکت به سمت صلاح و مبارزه با عوامل فساد خواهند شد.»
با وجود گام های فراوان دستگاه قضایی در ربع قرن گذشته و توفیقات روزافزون جمهوری اسلامی در همه زمینه ها، مراقبت از شأن عدالت گستری دستگاه قضایی دغدغه ای بدون توقف و همیشگی را می طلبد.
امروز همچنان جای تأمل و جستجوی پاسخ سئوال هایی از این جنس وجود دارد که: آیا مظلومان بی پشتوانه واقعاً هنگام مراجعه به دادسراها و دادگاه ها احساس امید می کنند؟ آیا مفسدان و رانت خواران از هیبت دستگاه قضایی در هراسند؟ در مبارزه با مفاسد اقتصادی آیا دانه درشت ها محکوم و افشا می شوند؟ آیا تلاش بی امان دستگاه قضایی توانسته «دیگر دستگاه ها را مجبور به حرکت به سمت مبارزه با عوامل فساد» کند؟ آیا...؟
سپری شدن هفته قوه قضائیه و پایان گرفتن یک سال تلاش و مجاهده، تازه زمان هجوم دغدغه هایی از این نوع است که بیش از همه ریاست، مسئولان، قضات وکارکنان شریف دستگاه قضایی صلاحیت دل نگرانی و اندیشیدن درباره آنها را دارند.
ناصر بهرامی راد


 
پنجشنبه 21 دی ماه سال 1385
در پاسخ به تهمتها

بسم رب الشهدا والصدیقین

نقل است شهید مظلوم بهشتی در پاسخ به تهمتها می فرمودند:

هر کس بد ما به خلق گوید

    ما چهره به هم نمی خراشیم

ما خوبی او به خلق گوییم

    تا هردو وروغ گفته باشیم


 
پنجشنبه 21 دی ماه سال 1385
نقد و بررسی کتاب شریعتی جستجوگری در مسیر شدن {شهید بهشتی}
نقد و بررسی کتاب شریعتی جستجوگری در مسیر شدن1نقد و بررسی شریعتی جستجوگری در مسیر شدن

محمد مهدی جعفری2

نقد علمی همان نصیحت خیرخواهانه است که در فرهنگ اسلامی وظیفة اجتماعی و حق هر مسلمانی است؛ وظیفة او است که فرمانروایان،  مسؤولان و افراد دیگر را زیر نظر داشته باشد، و با معیارهای مکتبی و اصول اعتقادات و باورهای خود، رفتار و گفتار و نوشتار آنان را به نقد کشد، و معنای این نقد، تنها دیدن عیبها و بدیها نیست، بلکه ملاحظة عیبها  و امتیازات، و بدیها و خوبیها با هم است؛ و نیز، در فرهنگ و محیط اسلامی، حق دیگران است که رفتار و گفتار و نوشتار او را مورد نقد قرار دهند.

در چنین محیطی اندیشه رشد می‌کند، فرهنگ می‌بالد، محیط مستعد شکوفایی نیروهای انسان می‌گردد، و دلها و دستها هر چه بیشتر به هم نزدیک می‌شوند.

اما در محیطی که عیب جوییهای مغرضانه و ایرادگیریهای پربهانه جای نقد علمی را بگیرد، جز بدبینی اجتماعی و رکود فرهنگی و اختلاف کلمه چیزی به بار نمی‌آورد. و به همین علت بود که در روزهای پر سر و صدای سخنرانیهای دکتر شریعتی در حسینیه ارشاد و دیگر مراکز علمی و فرهنگی که به جای نقد سازنده، اتهام زدن و تکفیر و بدگویی رواج داشت، محیط علمی و فرهنگی تبدیل به محیط بدبینانه و پر تنش و پراکنده ساز درآمده بود،‌ و پس از دکتر شریعتی هم، جز مدتی کوتاه، متأسفانه باز هم غرض و مرض و کوته‌نگری و حسادت و نفسانیات جای نقد علمی و سالم و سازنده را گرفت، و باعث شد که دوستداران فرهنگ و علم نیز نتوانند سخن دل خود را بگویند،‌ لیکن جای نقد علمی همیشه خالی است و وجود آن برای رشد فرهنگی هر اجتماعی ضروری.

نقدی که شهید آیت الله بهشتی بر یکی از اظهار نظرها و دیدگاههای دکتر شریعتی به عمل آورده از نوع همان نقدهای علمی و ضروری و سودمندی است که از چنان شخصیتی انتظار می‌رفت. در پرتو چنین نقدی، و در سایه چنین محیطی است که انسان می‌تواند بدون حب و بغض،‌ و بدون ملاحظات سیاسی و در نظر گرفتن سوء استفاده‌های احتمالی مغرضان و تنگ نظران، اثری را به محک نقد بزند و نگرش حقیقی خود را ابراز دارد، اگرچه ممکن است آن اظهار نظر واقعی نباشد، صرف حسن نیت و صداقت و اخلاص کافی است که محیطی سالم ایجاد شود، و در آن محیط اظهار نظرها آزادانه و رها از هر قیدی ابراز گردد، و مخالف هم به همان شیوه عمل کند، و سرانجام در ضمن گفتگوی علمی و سالم و فارغ از هر غرض و مرضی، چهرة حقیقت آشکار گردد.

من داستان این نقد ـ یا در واقع داوری نقدگونه ـ را شنیده بودم. در زمستان سال 61 یا 62 که در خدمت تنی چند از نمایندگان دورة اول مجلس شورای اسلامی، از جمله جناب خاتمی، جناب سید محمود دعایی و شهید سید حسن شاهچراغی، به کردستان جهت بازدید از جبهه‌های جنگ، مسافرتی دست داد،‌ ظاهراً در نقده بود که در خدمت شهید شاهچراغی به ستاد سپاه پاسداران رفتیم. در آنجا در جمع برادران سپاهی سخن از دکتر شریعتی به میان آمد. شهید شاهچراغی گفت: «پیش از پیروزی انقلاب اسلامی من از طلبه‌های مدرسة حقانی قم بودم و آقای مصباح یزدی در درس خود علیه دکتر شریعتی سخن گفت. ما داوری را به نزد شهید بهشتی بردیم. و ایشان وعده داد که در فرصت مناسبی نظر خودش را اعلام کند. این فرصت در مشهد به دست آمد. در مشهد هم استادان مدرسه حضور داشتند و هم طلبه ها. شهید بهشتی در اظهار نظری مبسوط نظر آقای مصباح را نقد کرد البته خیلی محترمانه و با تأکید بسیار بر حفظ حرمت و حق استادی آقای مصباح. ما طلبه‌های طرفدار دکتر شریعتی از شادی به رقص آمده بودیم...

ممکن است پس از گذشت شانزده یا هفده سال برخی از عبارات شهید شاهچراغی را فراموش کرده مضمون آن را گفته باشم، اما تعبیر « از شادی به رقص آمدن» را هرگز فراموش نمی‌کنم، زیرا برای من این جریان و طرز تفکر طلبه‌های مدرسه حقانی، تازگی داشت و جالب بود.

البته آنچه در بالا نوشته شد بدان معنا نیست که من همه نقد و نظرهای شهید بهشتی را پذیرفته باشم،‌ بلکه یادآوری کردم که از این نقد بوی بی‌طرفی و سعة صدر و حسن ظن به مشام می‌رسد، و آن شادروان نظر خود را صادقانه و به شیوه‌ای علمی ابراز داشته است، وگرنه این جانب با چند نکته از اظهار نظرهای وی درباره آثار دکتر شریعتی و شخصیت او موافق نیستم:

نخست اینکه می‌فرمایند: «ایشان بیشتر شاعر بود تا محقق». اگر شاعر در این جا یعنی شخصی احساسی که تحقیق نکرده و از روی احساس و قلب سخنی را می‌گوید که در واقع مصداق « الذین یقولون ما لا یفعلون، و فی کل واد یهیمون» باشد که به گواهی حدود چهل جلد مجموعه آثار دکتر شریعتی، چنین حالتی و خصلتی در آثار عقیدتی و اجتماعی وی به چشم نمی‌خورد. آری در نوعی از آثار او که خودش آنها را کویریات می نامد، حرفهای دل دکتر را صادقانه می‌شنویم و کدام دانشمند و اندیشور ژرفنگری است که چنین سخنانی نداشته باشد، و اصولاً استعاره و کنایه و مجاز و ایهام و دیگر ظرافتهای بیان است که به آثار علمی و بررسیهای اجتماعی اندیشمندان، روح و زندگی می‌بخشد و خرد و اندیشه را از ملالها و یکنواختی‌ها رهایی می‌بخشد.

اما اگر مقصود شهید بهشتی از شاعر بودن دکتر شریعتی آن باشد که وی مطالب و موضوعات علمی و اجتماعی و اعتقادی را با ادبیاتی زیبا و روان و جذاب بیان می‌کند، می‌توان به وی حق داد. دانشمند و ادیب توانا جناب محمد‌رضا حکیمی بارها می‌گفت: «اگر فرض کنیم که دکتر شریعتی در سراسر زندگی پرتلاطم خود کاری جز این نکرده باشد که موضوعات خشک مذهبی و اعتقادی و اجتماعی را با ادبیاتی زیبا و جذاب و روان و مفهوم برای همگان بیان کرده خود، کار بسیار بزرگ و بی‌سابقه‌ای در تاریخ اسلام است. و حال آنکه این امتیاز بزرگ تنها یکی از آثار برجسته و با ارزش او است.»

انتقاد دیگری که شهید بهشتی بر دکتر شریعتی می کند این است که چرا علی (‎ع) را نمونه والای انسانیت و جامع همة فضائل دانسته است، و حال آنکه پیامبر اکرم (ص) در اسلام دارای چنین ویژگیهایی است. در این باره نیز نظر من با ایشان موافق نیست، زیرا: 1ـ جامعیت و کمال علی (ع) به معنای نقص پیامبر اکرم (ص) یا کاستن از امتیازات بی‌گفتگو و والای آن بزرگوار نیست، چنانکه پیامبر (ص) خود فرموده که علی نفس من است، من و او را از یک نور آفریده‌اند، خدا را جز من و علی،‌ مرا جز خدا و علی، و علی را جز خدا و من،‌ کسی نشناخته است؛ 2ـ نشان دادن نمونه‌های والای تربیت شده یک مکتب نشانگر عظمت و علو آن مکتب و آورندة آن مکتب است،‌ و هر چه آن نمونه‌ها را بهتر و بلندتر نشان دهند، چهرة بنیادگذار مکتب نیز درخشنده‌تر به چشمها می‌آید، و همین استدلال اخیر دربارة غلو دکتر دربارة ابوذر و سلمان و عمار نیز صادق است. نکتة سوم آن است که می‌فرمایند: «من به خود دکتر هم گفتم که چرا شما برخی از افراد را معبود می‌گویید و از معبودهای خود دم می‌زنید؟ و دکتر قبول کرد.» پاسخ این انتقاد نظر شخصی من نیست، زیرا پاسخ این ایراد را از زبان خود دکتر شنیدم که او به گفتة امیرالمؤمنین: «من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا» استناد می‌کرد، و معلمین حقیقی خود را معبودهای خود می‌دانست.

البته چنانکه در آغاز سخن اشاره شد، چون نقدهای شهید بهشتی را من از سر صدق و صفا و اخلاص و وفا به دوست و همفکر می‌بینم، اگر چه با برخی از آن نقدها موافق نیستم. اما طرح آنها را بسیار مفید می دانم، و در باز کردن راه نقد علمی و درست و سازندة مؤثر. و امید که به دنبال انتشار چنین نقد نظرهایی محیط سالمی برای دیگر نقدهای سالم و سازنده فراهم گردد.

نکتة قابل یادآوری دیگری که در ضمن سخنان شهید بهشتی آمده شاهدی است بر این ادعا که دکتر شریعتی پیوسته در اندیشه و باور تحول و تکامل پیدا می‌کرد و نباید سخن آغاز زندگی او را،‌ بدون توجه به سخن سالهای بعد، گرفت و علیه او به کار برد. از جمله عقیده او درباره جریان غدیر خم است که از قول آیت الله خامنه ای نقل کرده‌اند که دکتر نخست آن را یک کاندیداتوری از طرف پیامبر اکرم (ص) می‌دانسته. و سپس اعتقاد پیدا کرده که آن نصب امیرالمؤمنین به ولایت و امامت و نص صریح رسول خدا است. در تأیید ادعای شهید بهشتی و گواهی آیت الله خامنه ای خاطره‌ای را در زیر می‌آورم.

در جریان تنظیم و چاپ و انتشار سیری در نهج البلاغه در سال 1353 روزی به منزل شهید مطهری رفتم. در ضمن سخنانی به عرض ایشان رسانیدم که دکتر طه حسین، عباس محمودالعقاد، عبدالفتاح عبدالمقصود و تنی چند از روشنفکران مسلمان عرب اخیراً‌ ضن تأیید جریان غدیر، عمل پیامبر اکرم(ص) را نامزد کردن علی(ع) برای امامت و خلافت بعد از خود می‌دانند نه نص و نصب، که حق آزادی انتخاب را برای مسلمانان پس از خود محفوظ داشته است. شهید مطهری گفتند: چند سال پیش که هنوز دکتر شریعتی به خارج نرفته بود، من در انجمن اسلامی مهندسین که در خیابان جنوبی پارک شهر بود، همین سخن را گفتم. پس از سخنرانی، از محل انجمن بیرون آمدم و سوار ماشین یکی از آقایان مهندسین شدم که مرا به منزل برساند. دکتر شریعتی هم سوار شد و به من گفت یکی از کسانی که قائل به کاندیداتوری علی(ع) در غدیر است من هستم. گذشت تا اینکه دکتر از زندان آزاد شد. شبی این سخن شهید مطهری را با وی در میان گذاشتم. گفت: آقای مطهری درست می‌گوید، لیکن حالا دیگر آن نظر را ندارم،‌ و معتقدم که علی(ع) در غدیر از طرف پیامبر(ص) به امامت منصوب شده است. (چنانکه در سخنرانی شورا و وصایت نیز گفته است) تا هنگامی که رأسها به رأیها تبدیل نشده‌اند، نمی‌توانند به انتخاب آزاد عمل کنند. برنامة پیامبر(ص) این بوده است که طی دوازده نسل رأسها را به رأیها تبدیل کند تا شورا در میان مردم مسلمان نهادینه شود، لیکن افسوس که نگذاشتند... به هر حال امیدوارم برای رسیدن به جامعه مدنی و فرهنگ انسانی اسلام و پذیرش تکثر و تحمل اندیشة مخالف،‌ شیوة درست نقد و نظر در میان مردم با فرهنگ ایران رواج یابد، و آثار علمی از این دست از بزرگان فرهنگ آفرین ما، بی‌هیچ شائبه حب و بغضی، روز به روز بیشتر نشر و گسترش یابد.



 1 حسینی بهشتی، سید محمد. دکتر شریعتی، جستجوگری در مسیر شدن، تهران،‌ بقعه، 1378.  برگشت
 2  عضو هیأت علمی دانشگاه شیراز
http://beheshti.org

 
پنجشنبه 21 دی ماه سال 1385
زندگینامه ی شهید بهشتی

 

 

  در روزدوم آبان 1307  در محله لومبان اصفهان ، در خانه ساده ای که با نور آیات منور و با عطر احادیث معطر بود، نوزادی چشم به پهنه گیتی گشود که او را سید محمد نامیدند . پدرش از روحانیون اصفهان و امام جماعت بود و به کارهای مذهبی مردم می پرداخت و مشکلات آنان را برطرف می ساخت .مادرش نیز زنی پاکدامن و پرهیزکار ، دختر حضرت آیة الله حاج میر محمد صادق خاتون آبادی است . ایشان از مراجع بزرگوار و محققان صاحب نام بود.

 
تحصیلات
شهید بهشتی تحصیلات خود را تا پایان سال دوم دبیرستان در آن شهر گذارند در 14 سالگی (1321 ش .) تحصیلات دبیرستان را نیمه تمام می گذارد و به یکباره مسیر زندگی اش عوض می شود و شوقی برای حضور در حوزه نور احساس می کند و به جرگه حوزویان در می آید تا با استفاده از فضای معنوی این پایگاه پاک ، راه سعادت را در پیش گیرد و با مناجاتهای شبانه خویش در آن محیط روحانی ، بتواند در هوای دوست پر و بالی بزند. از این رو  به خاطر علاقه شدیدی که به علوم اسلامی داشت به حوزه علمیه اصفهان وارد شد. دروس علمی را تا اواخر سطوح عالیه در همان حوزه خواند و در این مدت کوتاه با پشتکار فراوان و استعداد درخشانی که داشت دروسی را که باید در مدت هشت سال خوانده شوند، در مدت چهار سال به پایان رساند و در 18 سالگی (سال 1325) برای تکمیل تحصیلات عالی و به دست آوردن دانستنیهای تازه راهی حوزه علمیه قم گردید تا در جوار پربرکت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام و در محضر استادان گرانقدر آن دیار، فیض کسب کند. در مدرسه حجتیه در حجره ای ساده سکنی گزید و به درس و بحث مشغول گشت و با دوستانی چون شهید مطهری (ره ) و امام موسی صدر آشنا شد و در مدت شش ماه بقیه دروس سطح (مکاسب و کفایه ) را به پایان رساند و در سال 1326 در درس خارج فقه و اصول شرکت کرد. ایشان پس از طی یک سلسله آموزش ها و استفاده از محضر اساتید و مراجع ، به خصوص حضرت آیت الله خمینی با عده ای از فضلای حوزه ، درس اصول و فقه آیت الله داماد را که مورد علاقه طلاب جوان بود بنیانگذاری کرد. همچنین به همراه دوستان دیگر چون آیت الله شهید مطهری و فقهای دیگردر درس خارج امام خمینی (ره) حاضر شدند.

با اینکه در سال دوم دبیرستان تحصیلاتش را نیمه تمام گذاشته و به سوی حوزه شتافته بود، دوباره تصمیم گرفت که همزمان با درسهای حوزوی ، فراگیری دروس ناتمام گذشته را نیز ادامه دهد. با کوشش فراوان و استعداد سرشار خویش آن دو مسیر علمی را با هم ادامه داد، به طور که در سال 1327 موفق به اخذ دیپلم ادبی گشت و در همان سال وارد دانشکده منقول و معقول (الهیات و معارف اسلامی کنونی) شد و در رشته فلسفه به تحصیل پرداخت و در سال 1330 موفق به اخذ دانشنامه لیسانس در رشته فلسفه شد.
ایشان پس از اخذ لیسانس از تهران به قم مراجعت نمود و در درس خارج فقه و اصول شرکت جست و به موجب علاقه فراوانی که با مباحث فلسفی و عقلی داشت در درس اسفار و شفا علامه طباطبائی حضور یافت و از شاگردان همیشگی آن درس محصوب شد و در شبهای پنجشنبه و جمعه با شهید مطهری و دیگر دوستان جلسه گرم و پرشوری بر پا کردند که نتیجه آن به صورت کتاب ارزشمند «اصول فلسفه و روش رئالیسم » با پاورقیهای شهید مطهری تنظیم و منتشر گردید.
پس از پنج سال تحصیل و تدریس در شهر مقدس قم ، در سال 1335 وارد دانشکده الهیات شد و تا سال 38 در آن دانشکده مشغول تحصیل در دوره دکترا بود، ولی پس از اتمام تحصیل در آن دانشکده بخاطر فعالیتهای چشمگیر فرهنگی ، تبلیغی و سیاسی که در داخل و خارج کشور به عهده داشت ، نتوانست از رساله دکترای خویش را ارائه دهد و این امر به تاءخیر افتاد. سرانجام در تاریخ 1/11/1353 رساله دکترای خود را تحت عنوان «مسائل ما بعد الطبیعه در قرآن » با راهنمایی استاد شهید مرتضی مطهری ارائه و از آن دفاع کرد و موفق به اخذ دکترا در رشته فلسفه شد.

 اقدامات فرهنگی

زمانی که سردمداران وابسته به غرب بر آن بودند که جامعه اسلامی ایران
را به یک جامعه مادی غربی تبدیل کنند و با گذشت زمان ، دین را به دست فراموشی سپارند. در چنین فضایی شهید بهشتی تدریس در دبیرستانها قم را آغاز کرد، و در سال 1333 دبیرستان دین و دانش قم را تاءسیس نمود تا دانش آموز و دانشجوی مکتبی ، دین و دانش را دو مقوله مجزا نداند، بلکه این دو را با هم فراگیرد زیرا دین و دانش انفکاک ناپذیرند. او این گونه بذر ایمان و انقلاب را در سرزمین افکار نسل جوان می پاشید تا اینان نوید سحری را به گوش جان جامعه برسانند و فجری برای طلوع خورشید صبح سعادت باشند. از جمله خدمات فرهنگی ارزنده شهید بهشتی ، می توان از ایجاد آموزش زبان و علوم روز را برای فضلای حوزه علمیه قم نام برد. در همین رابطه کانون اسلامی دانش آموزان و فرهنگیان قم را پایه گذاری کرد. شهید بهشتی در سال 1342 مدرسه علمیه حقانی را تأسیس کرد و به کمک جمعی از فضلای حوزه علمیه اقدام به تشکیل گروه تحقیقانی پیرامون حکومت در اسلام نمود. در همان اوقات توسط سازمان امنیت(ساواک) از قم به تهران انتقال یافت و در سال 1343با همکاری دکتر باهنر در بخش برنامه ریزی کتابهای وزارت آموزش و پرورش به تهیه و تدوین کتاب دینی برای مدارس اقدام کرد و از این طریق نگذاشت گرد غربت بر روی این گوهر گرانبها بنشیند و نسل جوان را به فرهنگ غنی اسلام آشنا ساخت .

شهید آیت الله بهشتی علاوه بر تسلط به زبانهای آلمانی و انگلیسی بر ادبیات فارسی ، عربی ، منطق ، فلسفه و تفسیر با بهره گیری از درس خارج فقه و اصول مرحوم آیت الله العظمی بروجردی و امام خمینی (ره) و مرحوم و آیت الله داماد در این دو رشته صاحب نظر شد و اهل نظر، او یکی از والاترین اسلام شناسان معاصر می دانند.

مسافرت به آلمان
 یک سال بعد یعنی در سال 1344برای انجام رسالت تبلیغی به آلمان سفر عزیمت کرد تا امامت مسجد و تکمیل ساختمان مسجد و اداره امور مسلمانان فارسی زبان و رسیدگی به دانشجویان مسلمان مقیم آنجا را به عهده گیرد.وی در مسجدی که آیة الله بروجردی برای مسلمانان ساخته بود، مشغول فعالیتهای مذهبی و فرهنگی شد و با تشکیل اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان فارسی زبان «مرکز اسلامی هامبورگ» پایگاهی مهم برای جذب اندیشه ها و هدایت آنان به وجود آورد1344 به آلمان کرد. علاوه بر آن کنفرانسهای آموزشی و آگاهی دهنده ای را که از سال 44 تا 49 در مجامع دانشگاهی و کلیسایی آلمان برگزار می کرد، از جمله اصیل ترین فعالیتهای اسلامی وی به حساب می آید.البته فعالیتهای ایشان در مدت پنج سال اقامت در آنجا منحصر به موارد یاد شده نبود، بلکه ایشان با تمام گروهها ارتباط برقرار کرد و دامنه فعالیتهایش ‍ را در سطح اروپا گسترش داد.

فعالیت های سیاسی و انقلابی
زندگی دکتر بهشتی سرشار از مبارز علیه دشمنان اسلام بود. به طور مثال هنگامی که حزب توده با تشکیلات قوی در صحنه سیاست کشور حضور داشت ، شهید بهشتی علاوه بر فعالیتهای ایدئولوژیک ، در بالا بردن سطح روحیه جوانان سخنرانهای بسیار کرد و در برابر ایادی حزب توده قد علم کرد و با افکار انحرافی آنها به مبارز پرداخت .
طی سالهای 1329 تا 1332 در دفاع از حکومت ملی دکتر محمد مصدق به همراه روحانیت مبارزه از چهره های فعال و کارسازی بود که در به راه انداختن تظاهرات ضد رژیم در اصفهان نقش مهمی داشت . مبارزات آیت الله دکتر بهشتی به دور از هر گونه جنجال و تبلیغات انجام می گرفت .بهشتی تنها مرد علم و بیان و قلم نبود بلکه در میدان مبارزه نیز مردانه جنگید. بویژه از آغاز قیام امام خمینی (ره) در سال 1341 به همکاری با جمعیت های موتلفه اسلامی برخاست و به عضویت شورای روحانیت آن انتخاب گردید.
جمعیت های موتلفه اسلامی سازمانی بود که از درون مبارزات انجمهای ایالتی و ولایتی برخاست و مدیریت مبارزه را تا سال 1350 به عهده داشت . او در برگزاری راه پیمانی های عظیم چهارم شوال و تاسوعا و عاشورا و 28 صفر نقشی موثر داشت . سخنرانی های پرشور آیت الله بهشتی مخصوصا در روز 16 شهریور در مسجد صاحب الزمان(عج )تحرک فراوانی به مردم داد.

شورای انقلاب

هنگامی که امام در پاریس بودند برای تبادل نظر با امام  (ره) به آنجا رفت و سپس به فرمان امام (ره) به عضویت شورای انقلاب اسلامی ایران برگزیده شد. نقش موثر و رهبری کننده ایشان در آن زمان کاملا محسوس بود. آیة الله بهشتی پس از مدتی به عنوان دبیر شورا انتخاب شد. این شورا
در آن برهه حساس و سرنوشت ساز وظیفه مهمی را بر دوش داشت و منشاء خدمات فراوانی به اسلام و انقلاب گشت ، بویژه اینکه در آن دوران - به خاطر آشفته بودن اوضاع و نبودن قوه مقننه - این شورا نقش قانونگذاری داشت و دو وظیفه مهم را انجام می داد: یکی تصویب قوانین مورد نیاز کشور و دیگری اجرای آن قوانین مورد نیاز کشور و دیگری اجرای آن قوانین که این نیز از سوی اعضای شورا یا افرادی که شورا انتخاب می کرد، انجام می شد. مدتی نیز دکتر بهشتی از طرف شورای انقلاب به دادگستری رفت تا به بازسازی این تشکیلات قضایی بپردازد و قضات انقلابی و متعهد را به کار گیرد حضور ایشان در این مورد نیز چون گذشته مؤ ثر افتاد.
تاسیس حزب جمهوری

در آن روزهای حساس و سرنوشت ساز
انقلاب ، در برابر آن همه حزب سیاسی منحرف ، وجود یک تشکل اسلامی پیرو راه امام برای پاسداری از ارزشها ضروری بود. در آن زمان دکتر بهشتی که همواره معتقد به نظم و برنامه ریزی و تشکیلات بود، با صلاحدید حضرت امام خمینی (ره ) در فروردین سال 1358 حزب جمهوری اسلامی را با همفکری و همکاری مقام معظم رهبری حضرت آیة الله خامنه ای و دیگر دوستان تاءسیس کرد تا پایگاهی برای سازماندهی نیروهای مسلمان و متعهد و معتقد به ولایت فقیه باشد. آیة الله بهشتی تا هنگام شهادت به عنوان دبیرکل حزب جمهوری اسلامی انجام وظیفه می نمود.
جامعه روحانیت مبارز تهران

در آذرماه 1357 ضمن تلاش گسترده ای جهت ایجاد روحانیت مبارز تهران به اتفاق شهید آیت الله استاد مطهری و شهید آیت الله دکتر محمد مفتح و آیات عظام مهدوی کنی و امامی کاشانی کوشید و جمعی دیگر از علمای مبارز در سراسر ایران به عنوان یک هسته اساسی از آن حمایت کردند. و حضرات آیات عظام سید علی خامنه ای (مقام معظم رهبری )، مشکینی ، ربانی املشی ، طبسی و شهید هاشمی نژاد نیز به آن پیوستند. قابل ذکر است که هسته مبارزانی روحانیت متعهد پس از انقلاب در شکل (حزب جمهوری اسلامی) تبلور یافت .

تدوین قانون اساسی

پس از آنکه مجلس خبرگان توسط نمایندگان منتخب مردم ، تشکیل شد دکتر
بهشتی نایب رئیس مجلس خبرگان بود و بیشتر جلسات مجلس ‍ خبرگان به ریاست ایشان برگزار می شد. این مدیر دلسوز نظام ، به رغم مشغله کاری فراوان ، با تلاش و کوشش فوق العاده و با همفکری و همکاری یاران دلسوز امام و انقلاب ، قانون اساسی جمهوری اسلامی را تدوین کردند؛ که به تاءیید امام و تصویب امت رسید. قانون اساسی در واقع خونبهای انقلاب اسلامی بود.

یکی دیگر از اقدامات ایشان ، روشن کردن جایگاه ولایت فقیه در این نظام مقدس بود. گرچه بعضی از لیبرال ها و ملی گرایان همچون بنی صدر خائن با آن مخالفت می کردند ولی آیة الله بهشتی با دلایل و براهین مستند به مخالفان جواب می داد. و سرانجام اصل ولایت فقیه در مجلس تصویب شد.
مسؤولیت دیوان عالی کشور

پس
از استقرار جمهوری اسلامی ، حضرت امام خمینی (ره ) مسؤ ولیت دیوان عالی کشور (بالاترین مقام قضایی کشور) را در اسفند ماه 1358 به دست باکفایت آیة الله بهشتی سپرد تا برای این تشکیلات حیاتی که نقش مهم و تعیین کننده ای در جامعه دارد، زمینه اجرای قوانین اسلام با درک و درایت والای ایشان فراهم گردد و عدل و قسط در جامعه رواج یابد. ایشان نیز در طول مدت عهده داری این مسؤ ولیت خطیر و شریف منشاء خیر و خدمت گشت و امور قضایی کشور را سروسامان داد و آن را انسجام بخشید و با به کارگیری قضاوت عادل و عالم ، نظام قضایی را دگرگون ساخت . آن همه تلاش بی وقفه او در این قوه فراموش نشدنی است و براستی که او مظهر عدالت علوی بود. شهید آیت الله بهشتی هنگام شهادت علاوه بر رهبریت حزب جمهوری اسلامی و عضویت شورای انقلاب ، رئیس دیوان عالی کشور نیز بود.

آثار و تالیفات شهید مظلوم دکتر بهشتی  

1- خدا از دیدگاه قرآن .2 - نماز چیست ؟.3 - بانکداری و قوانین مالی اسلام. 4 - یک قشر جدید در جامعه. 5 - روحانیت در اسلام و در میان مسلمین. 6 - مبارزه پیروز. 7 - شناخت دین. 8 - نقش ایمان در زندگی انسان. 9- کدام مسلک . 10 - شناخت . 11 - مالکیت


شخصیت و ابعاد سیاسی - اجتماعی شهید آیت الله دکتر بهشتی

شخصیت بارز و ابعاد مبارزاتی شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی را نمی توان در یک یا چند مقاله و کتاب بیان کرد. لیکن می توان گفت : دکتر بهشتی از چهره های درخشان فکری و سیاسی بود که انقلاب اسلامی به تاریخ اسلام هدیه کرده است . عظمت وی در این است که از یکسو همواره بر لزوم تشکیلات تاکید ورزیده و در جهت تحقق آن کوشیده است ، چرا که از قرنها پیش نیروهای اسلامی فاقد تشکیلات منسجم بودند و از همین ناحیه ضربه های خوفناک و مهلکی را متحمل شدند، و از سوی دیگر انقلاب را از انحراف و توقف مصون نگهداشت .

بینش سیاسی نیرومند او موانع را تشخیص می داد و برای رفع آن اقدامات لازم را به عمل می آورد. آگاهی سیاسی او عظیم و گسترده بود. او انگیزه های محوری و اصلی آن سوی موضع گیری های نفاق آمیز گروهک ها را به سرعت تشخیص می داد و برای خنثی ساختن آنها مبادرت می ورزید. در یک کلام می توان گفت : دکتر بهشتی مرد عمل بود و نه فقط مرد گفتار، سخنران بود اما به مرز سخن بسنده نمی کرد. منطق او استوار بود و به کنه مسائل آگاه بود و مسائل را تحلیل می کرد و به طور مستدل راه های حل را به یاران پیشنهاد می کرد. تدبیر و تدبر یکی از ویژگیهای دیگر او بود، می دانست که در کدام موقع کدام سخن یا اقدام مناسب است و سخن را چگونه باید گفت و کار را تحت چه عنوانی باید به انجام رساند که هم وصول به هدف سهل باشد و هم بهانه ای به دست مخالفان داده نشود.

شهید بهشتی در به راه انداختن جریانهای اصیل اسلامی پیشتاز بود. تا پیروزی انقلاب او در تحقق خواستهای امام و خنثی ساختن مانورهای سازشگرانه لیبرالها نقش اصلی را ایفا می کرد. وی خطاب به روشنفکران وابسته و لیبرالها نهیب می زد که : (انقلاب اسلامی ما متولیانی این چنین نیاز ندارد)
شهید مظلوم نقش مهمی در تاسیس مجلس خبرگان و حفظ اصالت آن داشت .

او شدیدا اصرار می ورزید که باید ملت به کسانی رای دهند که سوابق آنها نشان داده باشد که معتقد به اسلام انقلابی اند. در تحقق این هدف او سهم بسزایی در ایجاد ائتلاف سازمانهای اصیل اسلامی در جهت معرفی نمایندگان مجلس خبرگان و تدوین قانون اساسی اسلامی بویژه اصول مربوط به ولایت فقیه داشت . و سرانجام بهشتی بود که خطر ناکترین آفت انقلاب یعنی خط لیبرالیسم و نفاق را رسوا کرد و پرچمداران آن را مفتضح ساخت .

اندیشه سیاسی و اجتماعی شهید مظلوم بهشتی ناشی از ایدئولوژی اسلامی و نحوه برداشت او از تعالیم اسلام بود، او را باید یک عالم اسلام شناس و یک مصلح روحانی دانست که به شیوه صد درصد اسلامی بدون دنباله روی از غرب یا التقاط میان اسلام و شیوه های غربی ، طالب اصلاح جامعه بود. او می اندیشید که اسلام هم دین است و هم دولت ، هم ایدئولوژی است و هم نظام حکومتی . بنابراین او عالمی بود ربانی از تبار ابوذر و عمار که آرزو داشت اسلام در همه ابعادش از جمله بعد سیاسی اش ، مجددا در جامعه اسلامی و در جهان پیاده شود و خود واحدی مستقل از گرایشهای شرقی و غربی و نیرویی منفرد در قبال دو ابر قدرت و اقمارشان در عرصه جهانی حضور داشته باشد.

پس از قیام شکوهمند روحانیت به رهبری امام خمینی (ره) مبارزات عقیدتی و سیاسی شهید بهشتی به طور رسمی و به صورت سازمان یافته با تکیه بر رهبری امام که بهشتی تربیت یافته مکتب او بود در ابعاد گوناگون آغاز شد. مبارزات عقیدتی وی بر این اساس بود که در مجامع روشنفکران راجع به مسائل اسلامی ، آرا و نظرات نوینی اظهار می کرد که با طرز تفکر قشریون سنتی وفق نمی داد و لهذا برخی از آنان با وی به نزاع می پرداختند و بیش از همه یاران امام و انقلاب او را هدف تیرهای تهمت و افترا قرار می دادند، و از سوی دیگر آماج تیرهای سهمگین وابستگان به شرق و التقاطیون ماتریالیست و منافقان چندین چهره قرار گرفت که سرانجام در 7 تیر به صورت انفجار عقده ها و احقاد جاهلی درآمد.

شهید بهشتی بسیار خونسرد و بردبار بود، از تهمتها باکی نداشت و همواره در قبال این بی حرمتیها مردانه می ایستاد و خم به ابرو نمی آورد. او گاهی چنان از طرف مخالفان با اتهامات ساختگی در فشار قرار می گرفت که حوزه واکنش در برابر آنها برایش تنگنا می آفرید.

بهشتی یک مصلح واقعی بود که با اخلاق خویش و سکوت علی وارش ‍ درس وارستگی و تهذیب را القاء می کرد. او در تاسیس و سازمان دادن و هماهنگ کردن و تاکید بر لزوم تشکیلات مجامع اسلامی مهارت شگرفی داشت ، اما نقش عمده وی جهت دادن و توجیه این مجامع به اسلام راستین انقلابی و هدایت آنها در کانال واقعی و صراط مستقیم و جلوگیری از انحرافات و برداشتهای غلط، و غربگرایی و شرق زدگی قشر روشنفکر بود.

رابطه و سابقه او با امام خمینی (ره ) و اعتماد کامل امام (ره) به وی ، شهید بهشتی را در سالهای مبارزه به صورت یکی از صاحبان سر امام و راز دار انقلاب در آورده بود و نقش خود را در این رهگذر به خوبی ایفا می کرد.

دکتر بهشتی مردی بسیار تیز هوش و کاردان و مدبر بود و در کارهای انقلابی مانند اعتصابها، راه پیماییها، نوشتن اعلامیه ها، جبهه گیریها و برخوردها صاحبنظر و قطب ارشاد و مرجع رجوع و تصمیم گیرنده بود. وی در انجام کارهای حساس همواره از دوستان نزدیک و با وفای خویش مدد می گرفت . به این جهات عدیده ، دشمنان انقلاب اسلامی به یاری نابخردان داخلی دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی را در سرچشمه تهران مورد هدف قرار دادند، چرا که اولین هدفشان از میان برداشتن رهبر حزب یعنی شهید آیت الله دکتر بهشتی بود.

منابع و ماخذ:

1- شهید آیة الله دکتر بهشتی ،
عقل ملکوتی، علی علیزاده مهرانی ، گلشن ابرار،ج 2 .

2-روزها و رویدادها ، انتشارات پیام مهدی (عج) .

3- روزنامه جمهوری اسلامی ، ص 15، 10 تیر 1371.

4- یادنامه شهید مظلومه ، سید فرید قاسمی .

5- او به تنها یک ملت بود، واحد فرهنگی بنیاد شهید، دفتر اول .

6 تشکل فراگیر، عبدالله جاسبی، تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، 1379، ج 1.

7- تاریخ انقلاب به روایت هاشمی، گفت و گوی روزنامه کیهان با هاشمی رفسنجانی، بهمن و اسفند 1382 .


 


 


 
پنجشنبه 21 دی ماه سال 1385
نظر حضرت آیت الله خامنه ای درباره ی مرحوم شهید بهشتی

بسم رب الشهدا والصدیقین 

نظر حضرت آیت الله خامنه ای درباره ی مرحوم شهید بهشتی :
    مرحوم شهید بهشتی یکی از آن شخصیت هایی بود که یک حالت استثنایی در آنها مشاهده می شود. می دانید آدمها دو جور هستند، یکی آدمهایی هستند که هیچ ویژگی استثنایی در آنها نیست، با استعدادند، با فکرند، ارزشمندند، اما عادی و معمولی اند...
    لکن بعضی هستند که از معمول انسان ها یک چیزی بیشتر دارند، یک برجستگی در اینها وجود دارد، این برجستگی خیلی هم زود فهمیده نمی شود، در گذشت زمان مشهود می شود و بهشتی از این قبیل بود. او دارای فکر بلندی بود، مغز قوی و فعالی داشت، علاوه بر این دارای اراده و روحیه ممتازی بود، بر خود و احساسات خویش شدیدا غالب بود ، یک فرد بیشتر متفکر بود تا احساساتی، اگر چه گاهی اوقات احساسات او هم یک جمعیت میلیونی را به جوش می آورد، یعنی اینجور احساساتی هم گاهی می شد ، اما در همان وقت هم می توانست مطمئن باشد که دارد منطقی حرف می زند، از آن قبیل آدم هایی نبود که احساساتشان آنها را سوار بر یک اسب سرکشی بکند که مهارش در دستشان نیست، بلکه از آن قبیل انسان هایی بود که در اوج احساساتشان هم آدم می دانست که دارد منطقی و متین و محاسبه شده حرف می زند...
    این مرد، مردی شدیدا متعبد بود، یعنی دین و شریعت را به درستی و از بن دندان قبول داشت، با کمال خلوص و صمیمیت عامل به شرع و معتقد به دین بود. از تظاهر، از ریاکاری، از کارهایی که برخلاف صمیمیت و خلوص هست شدیدا بیزار و روگردان بود، خودش نداشت و از هر کسی که دارای این صفات بود بدش می آمد... از جمله خصوصیات آقای بهشتی این بود که کارها را از بنیان شروع می کرد، با رژیم هم که مبارزه می کرد، مبارزه ای بنیانی بود...
    *بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد، به خاطراینکه در دوران زندگیش کسی به عمق و والایی شخصیت این مرد پی نبرد. شهید بهشتی واقعا انسان برجسته ای بود در همه ابعاد.
    *اشخاص درباره شهید بهشتی خیلی صحبت کرده اند خیلی چیزها گفته شده و گفتنی ها گفته شده؛ آنچه که ما کم داریم شناخته شدن شخصیت این عزیز هست. در آثار علمی او، در آثار وجودی او، در مشخص شدن مفاهیم کلمات او در طول زمان.
    * همه چیز را می شد روی دوش او گذاشت و در همه مشکلات می شد به فکر او متکی شد.
    ... وقتیکه انسان یک فکر و شورایی را می کرد و یک کاری را می خواست اقدام بکند و می ترسید که مبادا گوشه ای از آن عیب پیدا بکند وقتی در جلسه بهشتی بود آدم خاطرش آسوده بود.
    * به دلیل اینکه شهید مظلوم بهشتی ، دارای شخصیت ممتازی بود همواره مورد حمله لیبرالها و منافقین واقع می شد به قول شاعر: «اول بلا به مرغ بلند آشیان رسید» آنکس که آشیانش و پروازش بلندتر و شخصیت اش برجسته تر است بیشتر از همه مورد تهاجم دشمنان قرار می گیرد . دشمنی با کسی که تاثیر در روند این مبارزه ندارد کاری ندارد.
    شهید بهشتی بزرگترین تاثیر را داشت، یعنی از شخص امام که بگذریم، در میان مردم دیگری که در کار مبارزه ، رهبری این مبارزه و اداره این انقلاب نقش داشتند، از همه مهمتر و موثرتر مرحوم شهید بهشتی بود. طبیعی بود که او را بیشتر مورد تهاجم قرار بدهند.

http://pasdarehosein.blogfa.com


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 40054


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها